دل و جان

رساله دل و جان(1) ------------

چنين گويد مؤلف اين رساله، نديم حضرت باري، خواجه عبدالله انصاري،

كه دل از جان پرسيد كه «اول اين كار چيست، و آخر اين كار چيست، و ثمره اين كار چيست؟»

جان جواب داد كه «اول اين كار فناست و آخر اين كار بقاست، و ثمره اين كار وفاست.»

دل پرسيد كه «فنا چيست، و وفا چيست، و بقا چيست؟»

جان جواب داد كه «فنا از خودي خود رستن است، و وفا عهد دوست را ميان بستن است،

 و بقا به حق پيوستن است.»

الهي! عاجز و سرگردانم، نه آن چه دارم دانم، و نه آن چه دانم دارم.

الهي! اگر بردار كني رواست، مهجور مكن، و اگر به دوزخ فرستي رضاست، از خود دور مكن.

الهي! مكش اين چراغ افروخته را، و مسوز اين دل سوخته را.

الهي! هر كه خواهي براندازي، با درويشان دراندازي.

الهي! همه تو، ما هيچ؛ سخن اين است، برخود مپيچ.

الهي! گفتي كريمم، اميد بدان تمام است، تا كرم تو در ميان است، نااميدي حرام است.

الهي! طاعت فرمودي، و توفيق باز داشتي؛ و از معصيت منع كردي، بر آن داشتي؛

اي دير خشم زود آشتي، آخر مرا در فراق بگذاشتي.

الهي! اگر نه امانت را امينم، آن زمان كه امانت را مي‏نهادي دانستي كه چنينم.

الهي! تا از مهر تو اثر آمد، همه مهرها سرآمد.

الهي! من كيم كه ترا خواهم؟! چون من از قيمت خويش آگاهم.

دل و دوست يافتن پادشاهي است.

++++++++++++

خاك قدمت سرمه چشمم باشد

و تقديم به دلبري كه هر آدينه بر بلنداي شيفتگي به انتظارش ايستاده ام

دلبرا كيست كه سرگشته و بيمار تو نيست

عاشق و شيفته ي روي چو گلنار تو نيست

كيست كز شوق نبندد به سر زلف تو دل

كيست جانا به حقيقت كه گرفتار تو نيست

كيست جان را چو غباري مفشاند به رهت

كيست از قطره و دريا كه خريدار تو نيست

عالمي را دل و دين بسته ي خال و لب توست

نتوان گفت كه صيد دل و جان كار تو نيست

نيست از مشت گل افزون به خدا اي همه جان

دل، كه در تير رس ديده ي بيمار تو نيست

خاك بر آن دهني كه سر شيدايي و عشق

گفت و گويش تو وكوي تو و بازار تو نيست

دل شوريده ي عشاق به ياد تو تپد

خون شود ساحت آن دل كه گرفتار تو نيست

دوخته ي چشم براهت همه بيدار دلان

كور آن ديده كه او تشنه ي ديدار تو نيست

/ 29 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يوسف

سلام .. دل حرم امن خداست .. سياست نيست که آنرا به غير او واگذار کنيم . ممنون از حضورت و .. نقطه نظرات صميمانه ات .. من وفای دوستان صديقم می بالم .

يوسف

تصحيح می کنم : من به وفای دوستان صديقم می بالم .

nasme_mehrabani52

سلام دوست گرامی . مهربان! در اين دنيای مجازی در جستجو بودم که وبلاگت را گشودم . نسیمی روحبخش و دلنواز را با احساس جان حس نمودم نسیمی از کوی یار و مناجاتی عارفانه از دلی بیقرار . .... از انتخاب زيبای شما سپاسگزارم . شاد و پاينده باشيد

hamid

سلام .استاد مهربانم. اميد و مخلصی و نيک کردار.به آياتی که داری نيک گفتار. تو را من دوست دارم هر چه هستی. آری دل و دوست يافتن پادشاهی است.

محمد/ ماری

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم !!! ........ سلام بیدل عزیز ... خوبی؟ اینجوری نیگا نکن که بگی این موقع اینجا چه میکنم؟!!! ... باید ایمیلم رو چک میکردم و یه مطلبی که ظهر توی اداره برای یکی ایمیل شده بود و سیستم بازش نمیکرد , و به ایمیل من فوروارد کرده بود رو باز میکردم و ذخیره میکردم و صبح میبردم اداره .....فردا برات میگم چی بوده .... گفتم یه سری بهت بزنم و بعد برم .....راستی یه خبر جالب...... یادته گفتم ایمیلم رو مجددا فعال کردم و هیچی توش نبود؟؟؟؟؟؟ امشب که اومدم دیدم همه ی ایمیل هام هست .... کلی خوشحال شدم .... نشستم و چند تا از اون ایمیلهای اوایل رو خوندم .... چقدر حرفا زیبا و دلنشین بود ... نه که حالا نباشه... نه..... اونا چیز دیگه ای بود .... چقدر یادآوریش قشنگ بود ... اما .... دلم بیشتر تنگ شد !!........ قربونت....../ ماری

محمد/ ماری

Just three little words don't seem like enough for someone whose smile still brightens my day, whose touch can make me forget the rest of the world. They don't seem like enough for someone who's always been there to celebrate with me when everything goes my way and to hold my hand when my whole world seems to fall apart. But even though "I Love You" can't express the depth of my feelings for you. I hope you know what's in my heart. Because loving you means more to me than anything in the world and it always will.

محمد/ ماری

If there's one face I want to see, so beautiful, so true, one smile that makes a difference, to everything I do. If there's one touch I long to feel, one voice I long to hear, whenever I am happy, or just needing someone near. If there's one joy, one love, from which I never want to part, its you, my very special love, my world, my life, my heart

shokoofeh

سلام ... شعر خيلی قشنگی نوشتی .. موفق باشيد .. در پناه حق

داريوش

دروود ... شب كه آرام تر از پلك تو را مي بندم / تا تو هستي و غزل هست دلم تنها نيست/ محرمي چون تو هنوزم به چنين دنيا نيست / از تو تا ما سخن عشق همان است كه رفت / كه در اين وصف زبان دگري گويا نيست / بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما / غزل توست كه در قولي از آن ما نيست/ تو چه رازي كه بهر شيوه تو را مي جويم / تازه مي يابم و بازت اثري پيدا نيست / شب كه آرام تر از پلك تو را مي بندم / در دلم طاقت ديدار تو تا فردا نيست / اين كه پيوست به هر رود كه دريا باشد/ از تو گر موج نگيرد به خدا دريا نيست / من نه آنم كه به توصيف خطا بنشينم / اين تو هستي كه سزاوار تو باز اينها نيست/ ...محمدعلی بهمني...خدا قوت...داريوش...

گل بی خار

سلام مهربون - من داوطلبم ... کی بهتر از دوست خوبم ؟ دستتو بيار تا بگيرم ..... رنگی آبی قشنگتر از آبی های مجازی ... رنگ وبلاگت خيلی دل انگيز شده ..