ستيز آگاهانه

همراه با مهر مطـــــلق

سخناني از پيــــامبر اسلام(ص)

-

خوارترين آدميان كسي است كه مردم را خوار شمارد.

- بهترين مردم كسي است كه براي آنان سودمندتر است.

- وقتي بر دشمن خويش قدرت يافتي به شكرانه ي قدرت از او درگذر.

-شجاع ترين، كسي است كه بر هوس خويش تسلط يابد

.

- دانشمندتر از همه ي مردم كسي است كه دانش ديگران را بر دانش خويش بيفزايد.

-

عاقلترين مردم كسي است كه با مردم بيشتر مدارا كند.

- بهترين كارها سه چيز است:

تواضع و فروتني به هنگام دولت

عفو و گذشت به هنگام قدرت

و بخشش بدون منت

-

غافل ترين مردم كسي است كه از دگرگوني هاي جهان پيرامون خويش پند نگيرد.

-

اخلاق خوش گناه را محو مي كند، همانطور كه آفتاب يخ را آب مي كند.

-

مال شما به همه ي مردم نمي رسد، پس با اخلاق خود همه را خرسند كنيد.

 

آن چه خوبان همه دارند تو تنها داري

بعثت عصاره همه ي خوبي ها درعرصه حيات معقول

 انسان را به مهرورزان عاقل

و انديشمندان عاشق تبريك و تهنيت مي گوييم

-------------

مردي براي اصلاح و كوتاه كردن موي سر و صورتش به آرايشگاهي رفت.

همزمان با شروع كارآرايشگر در باره چيزها و موضوعات متنوع و بسياري باب بحث و گفتگو را باز كردند،

تا اين كه سرانجام بحث به موضوع خدا رسيد.

آرايشگر: من اعتقادي به وجود خدا ندارم.

مشتري: به چه دليل اين حرف رو مي زني؟

آرايشگر: خب كافيه بري تو خيابون و پي ببري كه خدا وجود نداره.

به من بگو، خدا هست كه اين همه آدم بيمار و مريض وجود داره؟

اين همه كودك بي سرپناه و آواره تو كوچه و خيابون ريخته؟

اگه خدا هست نبايد اين همه درد و رنج وجود داشته باشه.

من نمي تونم يه خداي فرضي رو دوست داشته باشم كه اجازه ميده اين همه نابساماني و درد و رنج وجود داشته

باشه!

مشتري براي لحظه اي به فكر فرو رفت، و ليكن پاسخي نداد، چون نمي خواست بحث را ادامه دهد.

كار آرايشگر تمام شد و مشتري از آرايشگاه بيرون رفت، چند قدمي دور نشده بود كه مردي با موهاي بلند،

 كثيف و ژوليده نظرش را جلب كرد،

پس از مشاهده ي وي بلافاصله به آرايشگاه برگشت و با صدايي بلند گفت:

مي دوني چيه؟

آرايشگري وجود نداره،

آرايشگر با حيرت و شگفتي پاسخ داد: چطور ميتوني همچين حرفي رو بزني؟ پس من چی ام؟! هستم! من يه

آرايشگرم، خودم( چند دقيقه پيش) سر و صورتت رو اصلاح كردم.

مشتري با صداي بلند فرياد زد :  نـــــــــــــــــــه!

آرايشگري وجود نداره، اگه وجود داشت كه آدمايي مثل اين مرد با موهاي بلند و كثيف و نامرتب نداشتيم.

آرايشگر: آه! ولي حالا كه هستن!

(بايد ببينيم) چي شده كه اونا به سراغم نميان؟

مشتري حرفش رو تاييد كرد.

- دقيقا، نكته اساسي همينه.

خدا هم وجود داره.(بايد درست فكر كنيم ، ببينيم) چي شده كه مردم به سراغش نميرن و او ن رونمي بينن !!!

چرا(با وجود او) اين همه درد ورنج در جهان به چشم مي خوره!!!

با تشكرازپايگاه گروه ايران-اسلام كه متن انگليسي متن فوق را برايم ارسال كردند

 ودوست بسيار صميمي ام خانمmyheart_urhome

كه درترجمه ي متن و ويراستاري به من كمك كردند.

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Solh

فايننشنال تايمزآلمان بمباران ايران حادثه ای كه از نا ممكن به اقدامی ممكن تبديل شده روزنامه فايننشنال تايمز آلمان احتمال حمله نظامی به ايران را رو به افزايش ارزيابی كرد و نوشت: وزرای خارجه اروپا و ايالات متحده به نظر واحدی درباره تلاش های اتمی ايران رسيده اند. آنها اكنون بر اين نظرند كه ايران در پی توليد بمب اتمی است و ظاهرا راه ديگری جز حمله نظامی برای متوقف كردن اين تلاش باقی نمانده است. اروپا درباره برنامه های اتمی ايران بسيار نگران است. چارل گراند مسئول مركز رفرم اروپائی كه مركز آن در لندن است و از مشاوران تونی بلر محسوب ميشود می گويد: " اين كه ايران خواست های اروپائی ها را نديده می گيرد اقدامی است نا بخردانه و ادامه برنامه های اتمی دليل كافی است برای امريكا جهت وارد ساختن ضربه نظامی به اين كشور. يك چنين اقدامی می تواند با يك سكوت ديپلماتيك در اروپا همراه شود كه خود نوعی حمايت محسوب می شود."

یوسف

سلام .. جا داره ما هم از تهيه کنندگان و آن خانم تشکر کنيم . بديع بود و نغز . از شما هم ممنونيم ..

علیرضا خرقانی

سلام به دل پاکت . اگه زودتر پيدات می کردم حتما می گفتم ديگه جات خالی نيست. زياد بهت سر خواهم زدو منتظر هديه های ديگه ت خواهم موند. به ما هم سری بزن. يا علی

mehran

من و تو در ميان طلوع و غروب لحظه ها٬پنجره خانه دل را باز کنيم... برگ خسته پشت شيشه زخمی باد را در آغوش گيريم ........... ميان کتابچه شعر قفسه های خانه دل بگذاريمش تا بيت بيت غزلهای عاشقانه را در لابه لای سکوت شبها ٬ با دل خسته اش زمزمه کنيم..............

itan

به به بابا من اينجا اول شده بودم خودم خبر نداشتم .. وای چه ذوق کردم ديدم ، خيلی حال ميده هااا !!! خوبی بيدل جان ؟! (هر راز که در دل دانا باشد / بايد که نهفته تر ز عنقا باشد / کاندر صدف از نهفتگی گردد در / آن قطره که راز دل دريا باشد .. ) خوش باشی عزيزم

محمد/ماری

ماهم اين هفته شد از شهر و به چشمم سالی ست / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی ست / مردم ديده ز لطف رخ او در رخ او / عکس خود ديد گمان برد که مشکين خالی ست ..... سلام بيدل . ديگه وقتی واتو پرنده ی خوشبختی نباشه و در بهشت رو به روی آدم ببندن حالی برات می مونه ؟ دلم از اين رفتنها گرفته . نمی دونم منم برم يا بازم بمونم .... تو چی ميگی؟ ....../ ماری

بت عيار

سلام عزيز مهربان. يادم ز وفای اشجع الناس آيد/ وز چشم ترم سوده الماس آيد/ آيد به جهان اگر حسين دگری/ هيهات برادری چو عباس آيد......//// يا حق.

mehrdad

تـــــــــــرس را برش برش ميکنم ...کنار تنهايی ها ...برش ها کاری از پيش نمي برند ...چون برش شده اند...ولی تنهايی کارشو ميکنه ...تنهايی اين زخم کهنه ساليان ....///

mehrdad

خيالم بفکر بارون اما خيس ميشه ...خيس تر از شبنم صبحگاهان گندمزاران شمال ...خيس ...خيس ..من با پرهای خيس پرواز ميکنم تا لب بام خانه تو ..نشسته ام لب پنجره چشمت و نگاهت میکنم...یک نوک پا بیا بیرون . ببین کدام پرنده زخمی به هوای دیدن تو خیس شدن را ..واینهمه راه طولانی را تحمل کرده است ...///