هل اتی...

بعید می دانم ابرار و نیکان کارشان مقطعی بوده باشد

بعید است ایثارشان مقطعی بوده باشد

بعید است مزد و اجرشان را بگیرند و نیکی را پایان دهند

مگر نه اینکه "ابرار" همان نیکوکارانند که روحی گسترده دارند؟

و مگر نه اینکه هدفشان فراتر از دریافتِ مقام و مزد و منزلت است؟

پس چگونه باور کنم شما ابرار "شمایی که ایثار کردید و طعامتان را بر مسکین و یتیم و اسیر بخشیدید" حال پس از دریافتِ بهشتی که خدا به سپاس و تشکر از کار نیکتان نصیبتان کرد دیگر دست از نیکی و لطف برداشته اید؟

مگر دنیا به پایان رسید؟

و مگر زمین بی امام مانده که توقع نداشته باشیم بر ما نیز بخشش و ایثار کنید؟

ای امام ِ آخرین!

و ای آخرین حجت!

دستهایمان از عمل صالح و رضای خدا خالیست ! پس مسکینیم

زمین و ما زمینیان لایق حضور جدتان و پدرتان نبودیم که آسمان را اختیار کردندو چشمها و دلهایمان بی شما مانده! پس یتیمیم

دنیا و زر و زور و تزویر، چشمها و دلهایمان را با دو رویی ها و نامردی ها و دنیازدگی ها به غل و زنجیر کشیده است! پس اسیریم

ایثار و دستگیری در خاندان شما موروثی ست

                           مسکینیم

                                              یتیمیم

                                                               اسیریم

به پاس دوستی خدا ما را از نگاه و روح الهی تان خیری نصیب کنید که خداوند جزای خیرتان می دهد

+ اشاره به سوره ی انسان (دهر) که شان نزولش ایثار مولای اولین و خانواده اش است

می دانید جانِ حضرت رسول؟

همیشه با خودم فکر می کردم چرا از 5 قرص نانی که جویش را با قرض تهیه کردید حتی یکی را نگه نداشتید که کودکانتان با آن افطار کنند؟ و مگر نه آنکه هر بار پشت ِ در یک نفر بیشتر نبود پس چرا همه ی آنچه داشتید را دادید؟ شاید هر بار پاسخی یافتم و ایثارتان را درک کردم. حتی رسیدم به این فرمایش خداوند که: لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون» به نیکى نمى‏رسید مگر آنکه از آنچه دوست دارید، انفاق کنید. اما بیش از همه ی اینها رسیدم به اینکه حسین َت هم در کودکی آموخت و در کربلا  "همه ی آنچه داشت"  را برای خدا ایثار کرد.

 

پ.ن:

السلام علیک یا سلطان یا علی بن موسی الرضا

اگر نگفته بودید در هر حالی از شما روگردان نباشیم شاید این همه شرم باعث میشد رویم را سوی دیگری بگردانم

امر فرمودید بر دوستی در همه حال

حال این حالِ من و این دامان شما

دستهایم را می گیری یا می گذاری هر نامردی به دستگیری ام بلند شود؟

دستهایم را می گیری یا می نشینی به تماشای آن دشمن قسم خورده ای که منتظر است دستهای بی یاورم را به دست بگیرد؟

نگذار خالی ِ دستانم به دست دشمن بیفتد

نگذار این دل ِ تنگ را کسی جز خودت مرهم گذارد

نگذار خالی ِ دلم را بدزدد

نگذار وجودم ذره ای خالی بماند که راه برای دشمن قسم خورده ام باز شود

نگذار بی تو بمانم

می بی نی؟

باز هوای وطنم آرزوست!

/ 16 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شازده کوچولو

سلام حق با شماست مدتی است... دعا بفرمایید درباره مطلبتان چشم هایم را باران شست چقدر دلم برای امام رضا تنگ شده ..روزمرگی ها اما .. دست و پایم را بسته است

یک من

مثلا من چی می تونم عرضه کنم ! هیچی ... فقط شرمندگی ! جمله ی آخر بدجور من رو گرفت . الان دارم با همون ریتم معروف می خونمش !

علی خوش قلب

این نوشته هارو من ازشما یادگاری دارم: و اینجا من ، تنها تر از همیشه درآستانه راهی که قدم برداشتنش را توانم نیست و بازگشتنش را مجالی ... هراسانم ، نه از آنگونه که تا به حال بوده ام وپریشانم نه از آنگونه که تا به حال دیده ام وسردرگمم نه بدان گونه که بدانم... نه پیدایی از من پیداست ونه پنهانی ، دیگر پنهانم را هم پنهان نمی توانم کرد. اینک آسمانی در برابرم پیداست که ابرهایش مرا به خود می خواند و کرانه دورش ، امید را نویدم میدهد وغرشی که می گوید... پرواز ... پرواز ... می دانم پرواز را دیگر تکیه گاهی نیست تا خستگی را لختی بیرون راند و رفت ومیدانم اگر باید کرد پرواز ،باید دانست بازگشتی نباید... باید رفت وباید ماند ، باید گفت ونباید گفت ، باید شنید و نباید شنید، آه...

علی خوش قلب

نمی دونید با این نوشته ها چقد حال کردم:ومن در این شبهای بی انتها که زبانم را یارای گفتنی نیست و سکوتم بیشتر از همیشه میگوید ، وتنها همزبانم همین کاغذ سفید است، اندیشه ام را تا بی نهایت پرواز می دهم ... نمی دانم کدامین کبوتر سفید بال قلب آشیانم را خونین بال کرده اند .آه ...شاید همان کبوتری باشد که پیک نامه عشق را بر پایش بسته بودم وبه سوی آسمان پروازش دادم ، بی مقصد وبی مقصود...تاحالا هیشکی منو اینقد تحت تاثیر نبرده بود حتی بزرگترین مداحاهم نتونستن منو اندازه این نوشته ها به گریه بندازه.

زهیر

سلام ما بی معرفت نیسسیم فقط بی سروصداییم به دوستان همیشه سر میزنیم یا حق

امیدوار

سلام. دست هایمان از عمل صالح و رضای خدا خالیست...پس مسکینیم. ممنون که به وبلاگم آمدید.مدتی است نمی دانم چه بنویسم؟ بنابراین چیزی ننوشتم.شاید به زودی دوباره آپ کنم. التماس دعا

س.م.ع

بفرماييد زيارت حرم امام حسين(ع) در اين زيارت خادمان حرم نائب الزياره شما ميشوند. زيارت قبول باشه انشالله http://www.imamhussain.org/enaba/ لطفا گسترش دهيد تا همه از نعمت زيارت برخوردار شوند

طه

مرســـی، زیبا و تاثیــــــــــــرگذار[گل]

باران

دوست من بهم بگو چند سال از ما بزرگ تری. راستی دریا هم همشهری شماس. تهرانیه.