ارجعی الی ربک

توی جلسه قبل دوستان به نقش حضرت زینب سلام الله علیها پرداختند.

صفات و ویژگیهای بانو و نقشش در حماسه سازیهاشون از شب عاشورا تا مجلس یزید بیان شد.

خوشحالم که دوستامون از خودشون اشتیاق نشون دادن و برای اون نیم ساعت گفتگو مطالبی آماده کردن.

منم کتابهای "آفتاب در حجاب" و "سقای آب و ادب" رو با خودم بردم و صفحاتیش رو براشون خوندم. مشتاق شدن و کتابها رو به امانت گرفتن تا نوبتی بخونن.

خدا رو شکر که چنین حرکتی رو بینمون ایجاد کرد.

.................

.................

.................

و اما بعد ...

 

امروز همه ی ذهنم رو درگیر خودش کرده بود...

   اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ

این جمله مثل پتک توی سرم می کوبه...

آهای فلانی! بشنو ...! بفهم...!

چی رو باید بشنوم اون موقعی که ظاهرا توان هیچ کاری رو ندارم؟

چی رو باید بفهمم اون وقتی که هیچ عکس العمل و علامت حیاتی ندارم؟

این یعنی من توی اون لحظه شنواییم و فهم و گیراییم بهتر و تیزتر از هر زمان دیگه ایه...

این یعنی من ِ بیچاره توی تموم سالهایی که زندگی کردم گنگ و بی هوش بودم و نشنیدم و نفهمیدم ... این یعنی اینکه تا این لحظه خواب بودی... شونه ت رو می گیرن و محکم تکونت میدن که بیدار شی و بفهمی .... اسمع افهم

حالا که حجابها برداشته شده دارن به من می گن: بشنو... بفهم...!!!

چی رو بشنوم و بفهمم؟

داری می ری سفر ... باید بدونی خدایت الله است ... پیامبرت محمد صلی الله علیه و اله....امامانت علی علیه السلام و فرزندانش بهترین افراد و چراغ هدایت بودند... قبله ات کعبه... کتابت قرآن... بدون که مرگ حقه... بدون که سوال نکیر و منکر حقه... بدون که قیامت حقه...

اینا اون چیزاییه که توی تموم سالهای عمرت بهت گفته بودن... گوشهات پر بود از صدای دنیا ... دلت پر بود از مشغولیات دنیا... چشمات پر بود از برق دنیا... زبونت گرفتار بود به همه ی اونچه که باید می گفتی و نگفتی و همه ی اونچه که گفتی اما نباید می گفتی....

حالا عمرت گذشت و لحظه ی سفرت رسید... تا حالا یا نمی شنیدی، یا می شنیدی اما نمی فهمیدی.... حالا بشنو و بفهم آی فلانی!

واقعا کیا برای این سفر آماده هستن؟ سفری که لحظه ی آغازش، زمانش، وقتش نامعلومه اما گریزی ازش نداری. حتما در یه لحظه ای یه جایی که منتظرش هم نیستی اتفاق می افته... زمانش نامعلومه اما مقصدت معلومه... سفری که انتهایی نداره و تو تا ابد در مقصد خواهی ماند...

چقدر آماده ی سفریم؟؟؟؟

پس تا فرصت داری آی فلانی، همین حالا بشنو و بفهم... همین حالا اسمع و افهم...

 

پ.ن:

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

حضرت سلطان!

اقرار می کنم که امروز دلم از فهم این تلقین لرزیده

اقرار می کنم که امروز با فکر کردن به این موضوع توانم گرفته شد

اما ای ضامن آهو!

دلخوشم به لحظه ی موعودی که وعده داده اید

که به دیدار زائرانتان در آن لحظه خواهید آمد

فقط دلخوشم به اینکه حضور شما دلگرمی آن لحظه هایم باشد و ضمانت تان به وقت نیاز شامل حالم شود

 

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جناب ما

درود نقل است از بعض عارفین که نزد محتضری حاضر شد. حاضرین از او استدعا کردند که آن محتضر را تلقین کند. او این رباعی را تلقین او کرد: گر من کنه جمله جهان کردستم لطف تو امید است که گیرد دستم گویی که به وقت عجز دستت گیرم عاجز تر از این مخواه که اکنون هستم (برگرفته از کتاب منازل الآخرة، تالیف حاج شیخ عباس قمی، انتهای فصل اول)

منتظر

دعا میکنم در آخرین روز های صفر، حضرت رسول (ص)، مشکل گشای غمهایتان ، غریب مدینه ، شفاعت کننده قیامتتان ، امام حسین (ع)، خریدار اشکهایتان ، خورشید طوس ،ضامن دعاهایتان ، ومهدی فاطمه (عج)، سایبان دلتان باشد

دوست خوب

سلام ناری خانم خوبی؟ اسمع افهم بافلان ابن فلان اشاره به این داره که فرد اون موقع متوجه نیست که از این دنیا رخت بربسته و وارد دنیای جدیدی شده ومتعجب وحیرانه لذا به او تلقین میشه که بدان وبفهم فرزند فلانی که تو مردییییییییییییییییییییییییییییییی.چهل هشتم اگر رفته محضر دوست سلام مارا هم در طبقی از نور به پیشگاه دوشت ابلاغ بفرما.

سید محمد عبداللهی

با سلام مجدد ممنونیم از توجهتون بسیار شعر تاثیر گذاری بود انشاء الله مورد استفاده قرار خواهد گرفت

اشعار فاطمی

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟! از شدت اخلاص من، عالَم شده حیران تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست! از کمیتِ کار که هر روز سه وعده از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست! این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟ چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست ای دلبر من! تا غم وام است و تورم محراب به یاد خم ابروی شما نیست بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست! از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند راه شعرا دور ز راه عرفا نیست این شعر در وبلاگ آقای عبداللهی نوشته بودید. کاش شاعرش را هم می نوشتید و در یک پست وبلاگ قرار می دادید. آخه خیلی قشنگه موفق باشید

مرصاد

سلام به لطف آقا فردا عازم کربلائیم حلالمون کنید ...

اشعار فاطمی

سلام مطلب خوبی بود. راست می گید همین الان اسمع افهم . من برا خودم می گم هرچند ازش می ترسم !!! اما دو تا نکته : یکی اینکه اون پست ثابت مطلبش خیلی تنده و منزجر کننده است و بینندگان را فرا میده . معمولا یه مطلب دلنشین و جالب و جذب کننده با یک تصویر مناسب بهتره . دوم اینکه ماشاءالله 10 سال فعالیت وبلاگ خیلی مهمه . پیشنهاد می کنم برای وبلاگ مطلب جشن 10 سالگی وبلاگ بگذارید. رفتم اولین پستهای شما را نگاه کردم. دیدم خشت محکمی بوده . من خودم سالهاست زحمت می کشم تا وبلاگم فعال مونده . خوب شما که چند سال بیشتر از ما نوشتید حتما زحمتتان بیشتر بوده. انشاءالله موفق و سربلند باشید و به همه آرزوهای خوبتون برسید انشاءالله.

انجمن جلال آل احمد

سلام. دعوتید به این چند مطلب: - تصاویری از حصر سران فتنه - تصاویری از دیدار توهین‌آمیز اروپاییان - کربلا را در سوریّه ببینید + عکس و...

بی پلاک

سلام علیکم اگر منعی نباشه ، از مطلبتون کپی برداری کنم! منتظر پاسختون هستم. ملتمس دعا.

بی پلاک

سلام علیکم متشکر از پاسخ و مساعدتتون. ملتمس دعا.