امروز دینمان را کامل نمود

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی بن ابیطالب

این روزها بهانه ای شد تا فرصتی پیدا کنم و خطبه ی غدیر را دوباره بخوانم

جانم به فدایتان حضرت رسول!

چقدر غربت مولایمان را بعد از رفتنت می دیدی که نه یکبار که ده ها بار تکرار کردی ولایتش را

و نیک می دانستی که این ولایت و فرمان پذیری از "اول مــَرد ِ عالم" چقدر بر کینه ورزان سنگین است که تاکید موکد می کردی بر پذیرش ولایت به دل و اقرار به زبان و بیعت با دست

این عهد و این بیعت و این پیام چقدر عظیم و مهم بود که جبرئیل باید سه بار بر شما نازل می شد و می فرمود خداوند جل و اعلی فرموده :

 "یا ایها الرسول! بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل بما بلغت رسالته..." 

یعنی اهمیتش تا آن حد بود که اگر نمی فرمودی علی بن ابیطالب پس از شما "جانشین و ولی و سرپرست و صاحب اختیار" ماست، تمام زحمات 23 ساله ات نادیده گرفته می شد و رسالتت را انجام نداده بودی و از عذاب الهی در امان نمی ماندی!

و چند بار او را در همین خطابه مجددا معرفی کرده باشی خوب است؟ برای کوردلانی که بغض برترین مرد عالم را در دل داشتند. برای آنان که هنوز بودی و صحیفه ی ملعونه را رقم زدند. برای آنان که نیک می دانستی هنوز علی (ع) از دفنت فارغ نشده دست خلافت و جانشینی اش را می بندند.

حجت تمام کردی بر همه ی حاضران و غایبان. از آن 120 هزار حاجی گرفته تا همه ی ما و بعد از ما تا روز قیامت

جان عالم به فدایت! چه در دلت می گذشت وقتی می دیدی پس از تو، آنچه نمود پیدا می کند همه اش چند کلمه است:

" غربت... ریسمان... غلاف شمشیر... سیلی... مغیره... در.... دیوار... دیوار... دیوار... چاه... تیرباران... عطش... کربلا... کربلا... کربلا.... "

بر من ببخشید پیامبر خدا!

عید است و جشن و شادی، و سخن از غم نشاید،‌ اما چه کنم که تمام خطابه ی غدیر، کلمه کلمه ی سخنان شما، پر بود از غم و غربت شما و خاندانتان

می دانید حضرت رسول؟ 

در خاندانتان هر که به شما نزدیکتر بود کینه اش در دلِ سیاهِ کوردلان عمیق تر و شدیدتر بود. آخر این همه بغض و کینه از کجا آمده بود؟ آن همه مهربانی و رحمتی که شما با خود آوردید چگونه نتوانست دلهای سختشان را نرم کند؟ آخر تا چه حد عهدشان با شیطان عمیق و ناگسستنی بود؟

یادتان هست ؟ ...

بانو را پاره ی تن تان می خواندید... وقتی دانستند پاره ی تن تان است بین در و دیوار، انگار شما را می فشردند... به چه جرمی اما؟

 پسر عم و برادرتان را ، هم او که بیش از همه به شما نزدیک بود، هم او که آسمانیان بیش از ما زمینیان شناخته بودندش، هم او که خود می فرمود بر راههای آسمان آشناتر است تا راههای زمین، هم او که اول غریب است بعد از شما و‌ فریادهای غریبانه ی خطبه های نهج البلاغه اش دل هر شیعه را آتش می زند، خشمشان را با تیغی زهرآگین انگار بر سر شما فرود آوردند.

و حسنین ت را .... آنان که بر دوش و زانویت داشتی شان ... آنان که سید جوانان بهشتند.... خوب می دانی زبان یارای بیان جفا و نامردیِ نامردان را ندارد 

بر من ببخش ای رحمه للعالمین!

بر من ببخشید اگر سخنانم در این عید بزرگ ولایت و امامت تلخ بود و قلب مبارکتان را به درد آورد... بر من ببخشید. 

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله

شکر بر نعمت ولایت

شکر بر نعمت شیعه ی علی بودن

شکر بر نعمت مسلمانی

شکر بر نعمت دوست داشتن اهل بیت رسول

 

یا رسول الله !

فرمودید: حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند که شما در روز غدیر جانشینان خود را معرفی فرمودید.

و من شهادت می دهم :

اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمد رسول الله

اشهد ان علی ولی الله

و شهادت می دهم بر امامان پس از او تا قیام حضرت ولی عصر (عج)

و شما شاهد باش که من در دل حب فرزندانت را نشانده ام . پس دستگیرم باش که در عمل نیز این ولایت و فرمانبرداری را به ظهور برسانم. 

عید ولایت و امامت بر تمامی ولایت مداران مبارک 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

پ.ن:

السلام علیک یا سلطان یا علی بن موسی الرضا

 

حضرت سلطان!

از دلتنگی ام با شما نگویم با که بگویم؟

سائل اگر به هوش باشد می داند چه زمانی باید به گدایی بر در خانه ی سلطان برود!

هر چند در ِ خانه ی شما همیشه ی همیشه باز ِ باز است... 

اما این عید ، عید دیگری ست! فرق دارد

عید ولایت است 

عید امامت است

عید شیعیان است

این بار نَه  آن کاسه ی کوچک همیشگی را ،‌ که ظرفهای دلهای همه ی دوستان و شیعیانتان را برایتان آورده ام. 

می دانم هیچ کدام را خالی بر نمی گردانید

لطفا دلهایمان را از شادی خودتان به قدر لطف و مهربانی خودتان لبریز کنید 

زندگی مان در پناه سایه ی حضرت سلطان تا قیام فرزندتان پربرکت باد!

 

/ 24 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرصاد

عید ولایت بر شما مبارک [گل]

امیدوار

سلام. ممنون از کامنتتون. تاییدش نکردم که هروقت خدای نخواسته محتاجش شدم براحتی آن را پیدا کنم. وقتی این غم نامه غدیر باشد،ماه محرم چه خواهید نوشت؟ خوش به حالت غدیر که شاهد امامت باب المدینه العلم بودی.عیدتان مبارک[لبخند]

فاطمه

سلام ماری جان [گل] هرچند دیر است ولی عیدتان مبارک [لبخند] باز خواندن متن های زیبای شما اشک بر چشم آدم جاری میکند . ان شاءالله هر چه زودتر بطلبند امیرالمؤمنین به زیارتشان از مولای رئوف که میگویید دل ما را هم هوایی کوی سلطان میکند . در دعاهایتان برای من هم بخواهید از آقا .... التماس دعا

حاج حمید

گاهی " لب" ساکت می شود! اما "روح" آتشفشانی ست که حرف ها را در"متن" بروز می دهد. و امان از روزی که، " روحــــت" هم ساکت شود...

ناموس خدا

سلام اگه بدوني چند بار اومدم وبت تا بالاخره الان مي تونم كامنت بذارم!!! چقدر حرص خوردم!!! ماري عزيزم... دو روز گذشته ولي هيجي تغيير نكرده. عيدت پربركت...

پیروزیمان

سلام بزرگوار/ محبت کردی/ شما هم با افتخار لینک شدید در قلب لشکر بیست و پنجی ها

باباعظیمی

اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه.. با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم ...... سلام و عرض ادب

flashia

بسم الله ... الحمدلله ... این بار نَه آن کاسه ی کوچک همیشگی را ،‌ که ظرفهای دلهای همه ی دوستان و شیعیانتان را برایتان آورده ام. .. می دانم هیچ کدام را خالی بر نمی گردانید لطفا دلهایمان را ...لبریز کنید ... خیلی عاااالی بود ... ممنون از حضورتون