ستيز مقدس

 

Don,t be a slave

Follow society to the point you feel is needed

But always remain master your own destiny

اين جمله از كتاب الماس هاي او شو هست

بعد از مطالعه و خواندن اين جملات با الهام از اين كتاب وديگر نامداران عرصه ي بي نامي

شروع كردم به نوشتن...

عارفان حقيقت شاگردان مكتب خويش را به رهايي و آزادي فرا مي خوانند

اساسي ترين پايه هاي اسارت را در وابستگي هاي آدميان مي دانند

بسان زنجيري فولادين و قفل زده بر دست و پاي لطيف و نازنين روح.

روح و جان آدمي به خودي خود آزاد و رهاست، و سرشتي آزاد دارد.

كاستي ها و زشتي ها٬وقيد و بندهای موهوم هويت٬ 

ميوه ي گنديده روح خفته در مرداب غم و اندوه آدمييست.

پليدي ها زاييده روح و روان گرفتار دردام درهم تنيده ي تن و تن هاست.

تن های سرشار از گورستان خواستن های خيال٬

و آکنده از قهقهه ی مستانه ی کوير غرور و هوس در برابر تنها مسافر تنها.

من ٬تو٬و ما همه مي ترسيم

بيم و هراس هاي ناخوانده ثانيه ثانيه زندگي شادمانه ي ما را در نورديده و گلستان زيباي

حيات معقول آدمي را خاكستر نموده است.

آيا دستت به ريشه ی هراس رسيده تا آن را از بن بخشکانی؟

يا خود بر شاخه ی ترس نشسته ای

تيشه بر دست و خشم آلود بنيان خويش می کنی!!!

آيا به راستي بيم و هراس ميوه درخت تناور روح است ! يا حنظل تلخ و مسموم روييده در

.....؟؟؟

نمي دانم!

چرا كه هم اينك دفتر و مداد روحم اسير رنگ ها و ننگ هاي بيشماراست!

و پيکر تنومند قلم بر شاخه های بيم و غم!

خوب مي دانم كه چه مي گويم!

خوب مي فهمم كه چه مي خواهم!

اي واي......  مي خواهم!!

با خواستن بيم و غم آغاز شد!

و انگهی نغمه ی دوری از خود ساز شد

آري و تا مي خواهم

و انرژي خواستن فرمان رواي دل و روحِ من است

بايد شجاعانه فرياد برآورم

كه بنده ي خواهش خويشم

اسيري مجهول

برده اي بي مقدار

يادمان نرود كه آن بزرگ گفت:

آن خواهم كه نخواهم!!!

و ناشناخته اي گويد:

از عشق به غايتي رسانم

كو ماند و من دگر نمانم

اگر تو مي خواهي پس او چه مي شود؟؟؟

عشق و خواستن!!!

شنيده ام كه عشق همه اش رهايي است

و آزموده ام كه اساسي ترين رهايي، رهايي از خودِمطلق گراست...

و ما در بندِترس و غمِ خويشيم نه آزاده ي عشق!!!!

ديگر بس است...

برده را نشايد راه و رسم آزاده گي آموختن!!!

و بي دل را نشايد از دلدارگفتن!!!

دلدارِ من آن است كه از خود بگريزد

عاشق به همه عالم و با خود بستيزد

شرح اين هجران و اين خون جگر

اين زمان بگذار تا وقت دگر

---------

خجسته ميلاد کريم کريمان الگوی بردباران و شکيبايان امام مجتبی (ع) بر شيفتگان

مکتبش مبارک باد

التماس دعا

/ 44 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehrdad

گر به چشم دل جانا .جلوه های مابينی / در حريم اهل دل جلوه خدا بينی / راز اسمان ها را .در نگاه ما خوانی / ور صبحگاهی را .بر جبين ما بينی / در مصاف مسکينان .چرخ را زبون يابی / با شکوه درويشان .شاه را گدا بينی / گر طلب کنی از جان . عشق و دردمندی را / عشق را هنر يابی. درد را دوا بينی /( رهی مغيری) مخلص خالصتون . .../// مادر گيتی نزايد مانند علی .../ سالروز شهادت مولای عالم ...سرور ازادگان ...ياور يتيمان ....عاشق فقيران ....شاه مردان ....مراد مريدان ... مومن مومنان...مرد مردان ....برهمه شيفته گان ان حضرت تسليت باد ./ سلام... ممنون از تو مهربان ديار هميشه جاويد ايران ... / م / شيدا ...///

از غروب تا بامداد

سلام دوست عزيز و ممنونم از حضور سبزت خيلی خوشحالم کردی/دلم تنها ترين دلهاست اينجا كه از دست زفاقت تير خورده ، تنم با پاي خسته لنگ لنگان تن زخميش و از كوي تو برده ، قديما مونس و يارش تو بودي ولي حالا دلم تنها ترينه ، چه خوش بودم به حرفهاي دورغت كه عشق من پناه آخرينه ... خسته ام من خسته ام من

محمّد(یه دل خاکی با کلّی پاکی)

بی دل عزيز ... زبانم قاصره از گفتن .... خيلی زيبا گفته بودی از تعلقات پست دنيوی که انسان رو پای در بند ميکنه و هوس و ترس و غم که رفيق گرمابه و گلستان خيلی ها ميشه ... خيای عالی بود ... همه اينها از اين لذات افول پذيری دنيوی نشات ميگيره ... چه زيباست روح رها و آزاده داشتن ... اميد وار هميشه رها باشی و آزاد ... از قيد همه تعلقات ... غلام همت انم که زير چرخ کبود ... ز هرچه رنگ تعلق پذير آزاد آست ... حق نگهدار .

یک گل سرخ برای تو...

با سلام .// عرفان به نظرم تا آنجايی خوب است که روح را لطيف کند و انسانيتمان را افزايش دهد. اما اگر به خواهد که نگاهمان را از دنيا بگيريم نه! چرا نبايد تلاش کرد تا به بسط و گسترش معارف انسانی کوشش کنيم و به جای تئوری در عمل آن را به اثبات برسانيم. اين همان چيزی است که در مقاله منطقه مقدش از زبان دورکيم گفته می شود. يک وجدان جمعی به جای گوشه نشينی و فرديت گريز از جمع. // متعالی باشی.

داريوش

سلام خسته نباشيد...شهادت امام علی (ع) به شما و همه مسلمانان جهان تسليت ميگم عزيز در اين شبهای پر خير و برکت احيا مارو از دعايتون محروم نکنيد...خدا قوت...داريوش...

بي دل

شفق عزيزم سخنت کاملا منطقی است و البته وجدان جمعی به نظرم همان چيزی است که در منابع اسلامی ما نيز بسيار بر آن تاکيد شده... حتی نيايش متعهدانه جمعی رابرعادت های فردی ترجيح می دهد...

خدامراد

سلام عزيز کجای ؟ چرا ننوشتی خيلی دلم برای خودت و نوشته هات تنگ شده .. بای بای

سید مجید

و هو العلی. سلام. سالروز شهادت مولای دو عالم امير مومنان را تسليت عرض می نمايم. اما عاشق شدن همه اینها را تفسید می کند مشروط بر اینکه عاشقی شویم دلداده به معشوق ازلی و ابدی. من آپديت کردم خوشحال می شم که بياييد. موفق باشيد و التماس دعا

mehrdad

مرا بنويس روی گلبرگهای باران خورده زيبا ...من از تو روئيدم . تو در منی . برای همين خاک سرد غربت را تحمل ميکنم / ...سلام .بيدل خودم ..با مرام خودم . صفای دلت رو عاشقم ..بيدلی هم عالمی دارد ..در سايه حق باشی ..ممنون از لطف بيکرانت که شامل حال من ميشه ..خاک پات . مهرداد . شيدا ...///

Divo0ne_baclasS

Salam malekom!...khaste nabashid...in janeb bad az omri be ro0z kardam...khosh hal misham mesle hamishe be kolbeie haghire bande sari bezanid....felan