بعد از مدتها .....

اینکه نمیشه با یه دست دو تا هندونه برداشت درسته

اینکه نباید کارها رو نیمه تموم رها کرد هم درسته

اینکه برای انجام هرکاری باید اراده ی و خواست خدا رو هم درنظرگرفت درسته

اینکه برای انجام هرکاری نیاز به همت و اراده داری هم درسته

درست تر از همه اینکه برای انجام یه کار مهم باید توفیق داشته باشی

و فعلا مثل اینکه این توفیق نصیب من نشده که فعالیتم رو در زمینه ی نماز توی اون وبلاگی که آماده کرده بودم شروع کنم

پس فعلا همینجا رو طبق روال ادامه می دم تا توفیق رفیق راه بشه و اراده و عزم محکم بشه و پای شیطون از توی این تصمیم مهم بریده بشه و بتونم با یه یا علی مطالبم رو برای اون وبلاگ آماده کنم

فعلا همینجا مجددا در خدمتتون هستم

====================

توی ایام ماه مبارک چقدر دلم برای غربت خدا روی این کره ی خاکی سوخت

چقدر دلم برای مظلومیت دین مون سوخت

وقتی می دیدم که چقدر راحت و علنی روزه خواری می کنن...

وقتی می دیدم چقدر راحت و ساده دین رو بازیچه قرار می دن و در مورد روزه و حتی پرداخت فطریه هم جک می گن....

وقتی می دیدم بی هیچ دلیل موجهی روزه خوری می کنن اما توان روزه گرفتن رو دارن ....

اونوقت بود که دلم برای غریبی خدا می سوخت

اما بودن آدمهایی مثل بابا گُلی اداره مون که دل آدمو به وجد میارن (باغبون پیری که توی محوطه ی اداره وظیفه ش آبیاری و رسیدگی به درختها و گلهاست و همه بهش می گن بابا گُلی)

یه روز اومده بود جلوی اتاقمون . بهش سلام کردم و گفتم بفرما توی اتاق چند دقیقه بشین

به زحمت راه می ره

سالهاست که پادرد داره. میگفت روزی 14-15 تا قرص می خوره . هم برای دردهاش هم برای اعصاب. پیرمردی که بارها دیده بودم گوشه ی باغچه ای نشسته و موقع استراحت داره سیگار میکشه

بهش گفتم بابا روزه که نمی گیری با این اوضاع پادرد و گرما و کار روزمره ت زیر آفتاب؟

گفت روزه نگیرم؟ مگه میشه؟

گفتم آخه درد داری. قرص می خوری. همش هم که توی آفتابی

گفت قرصهامو که سحر و افطار می خورم . کارم رو هم که مجبورم . دیگه عصر که می رم خونه تا موقع افطار میشه فقط آب می خورم از بس که روزا زیر آفتاب راه می رم و کار می کنم

توی دلم گفتم آفرین به غیرت و مرام مسلمونی ت

بهش گفتم بابا منو هم دعا کن

یه بار بهش گفتم بابا! بچه ها کمکت نیستن که هنوزم کار می کنی؟ گفت چرا .. اونا هم گاهی کمکم می کنن اما غیرتم اجازه نمی ده برم توی خونه بیکار بشینم....

این بابا گُلی اونقدر پیرمرد دوست داشتنی و نورانیه که هرچی بگم کم گفتم

هر سال آقا امام حسین علیه السلام این بابا رو می طلبه کربلا. به عنوان آشپز و کمکی توی هیات هرسال بی هیچ هزینه ای می برندش... من معتقدم آقا خودش این پیرمرد رو می بره

برای سلامتیش و برای اینکه عمری با برکت و باعزت داشته باشه دعاش کنین

 

پ.ن:

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

آقای من!

تمام ننوشتنم یک طرف... اینکه اینجا با شما چیزی نگفتم و از شما ننوشتم یک طرف

انگار درهای دلم بسته شد وقتی با شما حرف نزدم

نمی دانم امسال شب قدر چه چیزی برایم رقم زده شد... اما می دانم زیارت شما یکی از چیزهایی بود که بارها از خدا خواستم

دوری از شما برای من عذابی ست دردناک

شما را به لیله القدر قسم دلم را از خودتان خالی نکنید و دستان گدایی ام را از خانه تان خالی بر مگردانید

منتظر اذن دیدارتان هستم

می شود لطفا...؟؟؟؟

 

/ 13 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

گاهى مى‌بینید یک نفر پاى تلویزیون نشسته و منتظر یک فیلم است. تلویزیون آگهى تبلیغاتى پخش مى‌کند و گاهى پخش تبلیغات بیست دقیقه طول مى‌کشد. یک‌وقت است کسى به آن تبلیغات احتیاج دارد؛ اما کسى که احتیاج ندارد آگهی‌‌هاى تبلیغاتى را ببیند، این بیست دقیقه را چرا بى‌کار بنشیند!؟ یک کتاب دمِ دستش باشد؛ بردارد و بیست دقیقه مطالعه کند. اگر مردم ما عادت کنند که از این وقت‌هاى ضایع‌شونده براى مطالعه‌ى کتاب استفاده کنند، جامعه خیلى پیش خواهد رفت و فرهنگ کشور، خیلى ترقى خواهد کرد. مصاحبه مقام معظم رهبری در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بین‌المللى کتاب تهران – ۲۲/۰۲/۱۳۷۵ منبع:khamenei.ir

دوست خوب

سلام خوبی ماری خانم ماری خانم هنوز روی حرفت هستی؟ اگه شهریور بخوام برام مشهد بازم هزینه بلیطش رو تقبل میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سر نماز هات برام دعا کن

دوست خوب

سلام خیلی بدی همین دیگه دوستت ندارم خدا حافظ

یوسف

سلام... هی میگیم برا فیلم ازین آدما سراغ داری صداتون در نمیاد که... ان شالله به زودی آقا بطلبتون...

اشعار فاطمی

السلام علیک یا فاطمه المعصومه (س) آن بانویی که دختر موسی بن جعفر(س) است دخت علی و فاطمه ، بنت پیمبر (ص) است مـهـتـابی از تـلألـو خـورشـیـد انـبـیــا اسـت یک فاطمه است و زاده ی زهرای اطهر است او را لقب به حضرت معصومه (س) داده اند در پاکدامنی چو همانند مادر است با کاروانی از مدینـه بیـامد به سمت قم قصـدش رضـای خالـق و شـوق بـرادر است او خـواهــر امــام رضــا ، ثامـن الحـجج (ع) هم عمـّه ی امـام جـواد اسـت و مهـتر است ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختران مبارک باد

ح . ح

یه روز میاد که ازمون می پرسن : عمر خود را چگونه گذرانده اید؟ امیدوارم جوابمون این نباشه که : به نام خدا ، متاسفانه بدون یاد خدا ... **************************************** سلام و عرض ادب بعد مدتها گذرمون افتاد به اینرنت و توفیقی شذ سری به اینجا بزنم . مطلب قشنگی بود . اما چرا اینقدر در نوشتن کم کار شدین ؟ قبلنا حضور و نوشته هاتون پر رنگ تر بود حالا دستت به نوشتن نمیره یا دلتون؟ به هر حال موفق باشید

بهار

باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام باز هم زائرتان نیستم از دور سلام..... . . . آقا قرارمان را به یادتان می آورم... خدا نکند میان ازدحام قلبهای مومن زائرینتان، "بهار" من را فراموش کنید!...دلتنگ تر از همیشه ام، دلتنگ وخسته....آقا! وقتی یکباره تمام نا امیدی ام تبدیل به این امید میشود که تو بازهم، اینبار هم به جای منِ نالایق طلبیده میشوی و فردا اسمت نقش می بندد روی صفحه گوشی.... اینبار سیل اشک میشوم و نمی توانم سلامت را جواب بدهم حتی! تو را به خدا التماس دعا!

تنبیه زنان

متاسفانه ما ادم ها خوبی و بدی دیگران را می سنجیم در حالی که انسان خیر در گمنامی است

فرزند آدم

ان شاالله اراده کنید و خدا توفیق بده اون وبتون هم راه بندازید دم این باباگلی گرم ...

اشعار فاطمی

سلام بر شما چه داستان جالبی بود. خداوند سلامتی و عمر با عزت بهش بده. کاش برای ما هم دعا می کرد. امیدوارم همیشه در پناه امام رضا (ع) باشید.