می مانم

در انتظار سپيده<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از پشت پنجره ي دود آلود ابرها

بيگانه با زبان شقايق

در شِِِكوه از بي خيالي ابرها

با كمان رها شده از چشم هايم

با احساس تب آلودِ تشنه ي تنها لغزش شبنمي

آه! ابرها هم بي خيال شده اند

چرا باران نمي بارد؟

رگبارِ آسمانِ چشم هايت بذرِ كدامين دل را سيراب خواهد نمود؟!

در ژرفاي دره ي احساس

وپژمردن ياس هاي باغ اميد و انتظار

و هراس از زخمه ي تبر رهگذران هرزه

و شكوهِ بي اعتبار ابرها

و قهقهه ي مستانه ي تاريكي

و همچنان تنهايي شيرين دل

                                                

و سكوتي به ابديت نشناختن راز گل سرخ

باز هم مي مانم تا او بماند

تمام شبِ ديشب تنها من و شب بوديم

ليكن ازو مستانه قهقهه اي

و ازين دل تبسمي

چونان زهر خنده هاي تمامي ياس هاي سپيد در برابربادهاي بي ترحم

او مست جام پرواز و روياهاي هميشه بي تعبير

و اين دل ديوانه ي تنهاواقعيت هميشه مبهم خويش

واقعيت با خود بودن و از خود رستن!!!

و تو چه گفته بودي؟

به ابرهاي بي خيال!

به احساس تب آلود!

به كمان رها شده!

و دشت غبار آلود انديشه!

و من!!!

درپگاه سلام غريبانه ام

سروده ام، و مي سرايم.....

تو مي روي

و من !!!

به انتظار ستاره، به انتظار سحر

به انتظار سپيده، به انتظار طلوع

و به انتظار تولد خويش مي مانم...

 

/ 35 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيد

با دل عزيز و مهربانم سلام .... ما نيز هميشه به انتظار طلوع ترنم های مهرت از ديار غريب هستيم که ما را وامی دارد تا راز گل سرخ را بشناسيم ....ممنونم از محبتت عزيز ِ نازنينم ........ ارادتمند

Babak

با درود.از لطفتان سپاسگذارم و برايت آرزوی موفقيت می کنم.يه سری به ما بزن.تو ضيح در مورد تاريخ پرچم ايران و مافيای قدرت و..........

mehrdad

بتو گفتم دل تو دلم نيست .. گفتم ... با دلم همان جوری باش که بار اول بودی و قسم خورديم تا دنيا دنياست برای هم همدل و مهربون و غمخوار باشيم . فدای همه اون مهربونی هات و قلب عاشقت .. ائينه جهان نما تويی .. عاشق و شيفته ات منم .. با بهترين ارزوها برای تو عزیز . خاک پا . مهرداد .///

mehrdad

حرف از رفتن . نباشد . ماندن زندگی ميبخشد. عشق می افريند .. و دلها را به هم پیوند ميدهد . بمان... با تو لحظه های گمشده را پيدا حواهم کرد ...ای اقيانوس بی انتهای معرفت و دوستی . خاک پات . مهرداد ...///

mohadese

به انتظار تولد خويش ميمانم....خيلی زيبا بود

محبت و زيبايي

سلامی دوباره به شما دوست دل دار! آپ ديت نکرديد اما از اينجا ميگذشتم سلامی کردم... شاداب باشيد!

كامران/شبگرد

سلام بيدل عزيز....شعرت خيلي زيبا بود.....منم آپ كردم....با معرفت/

سمانه

..........يک سال شمال..کنار دريا قرار شد همراه بادبادکم دل به آسمان بدهم...اما وقتی بادبادکم که چند قدم بيشتر از پرگرفتنش نمی گذشت لای درختهای بلند ساحل گير کرد...فهميدم چيزی مهمتر از بادبادک برای پريدن لازم است که من ندارم....و آنوقت نمی دانم برای گير کردن بادبادک گريستم يا جاماندنم از پرواز....اما حالا کنار اين خاطره می نويسم و می فهمم که به قول بزرگی...کودک فرشته ايست که به موازات رشد پاها..بالهايش تحليل ميرود....کاش هيچوقت بزرگ نمی شديم...اونوقت معنای عشق و شايد بهتر و بيشتر می فهميديم...فدای تو...