شراب تلخ

 

جام عشق از دست پيران  بر گرفتن ،رسم و راه بی دل است

بی حضور پير كامل ،بر ستيغ ِ عشق ماندن، مشكل است

 

 

با اين كه چيزهايی از قبيل فالگيری ،طالع بيني،شانس و بخت و اقبال رو امور موهوم

و ساخته ی ذهن آدم ها ميدونم،(بنا به اقتضای رشته ی تحصيليم) كه تنها اشتغالات

ذهنيِ خوش خيال ها، و اگر بر من خرده نگيرند توجيه زيبايی است برادامه ی تنبليِ

 بعضی ازما،اونايی كه از رويارويی با واقعيت ها می هراسندو ترس و دلهره ها حاكم

مطلق و بی چون وچرای روح سرشار از انرژی و توانمنديشون ميشه، وبرای تسكين

خودشون ، هويت شون رو تسليم كف بين و فالگير و... می كنند.....

آره عزيز، با يه چنين باوری و يا هم از روی تنبلی و فرار از انديشيدن برای نوشتن

مطلب جديدِوبلاگ ،ناچار و ناگريز ، پس از بجای آوردن ادب و احترام به ساحت قدسی

حضرت حافظ ( خوندن سوره حمد با  ژستِ زيبای دختران دم بخت، و انجام عمليات

يوگو )دروازه ی مهرو محبت آن پير عشق رو گشودم....

با بازشدنِ يه صفحه٬ صفحه ی آهنی و زنگار گرفته ی دلِ نداشته ی بی دل هم

با صدای گوش خراشی كه باز شنوندش تنها دلِ بی دل بودنيز گشوده شد...

جالبه كه همون غزلی اومد كه مدت ها دنبالش می گشتم٬ با مطلعی كه زمزمه ی

قناری زخمی و پر شكسته ی دل خسته و تنهای من و توست!!!

×××××

شراب تلخ می خواهم كه مرد افكن بود زورش

كه تا يك دم بياسايم زدنيا و شر وشورش

سِماط دهرِدون پرور ندارد شهدِ آسايش

مذاقِ حرص و آز ای دل ٬بشواز تلخ و از شورش

بياور مي،كه نتوان شد زمكر آسمان ايمن

به لعب زهره ی چنگيّ ومريّخ ِ سلحشورش

كمند صيد بهرامی بيفكن٬ جام جم بردار

كه من پيمودم اين صحرا٬ نه بهرام است و نه گورش

بيا تا در می ِ صافيت راز دهر بنمايم

به شرط آن كه ننمائی به كج طبعانِ دل كورش

نظر كردن به درويشان مُنافيِ بزرگی نيست

سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

كمانِ ابروی جانان نمی پيچد سر از حافظ

و ليكن خنده می آيد بدين بازوی بی زورش

====

و اما اين غزل زيبای حافظ رو كه ترنم بارانِ پيوسته ی دلهای آسمونيه

به عزيز هميشه همراه بی دل myheart_urhome تقديم می كنم.

او كه زندگی اش خود تفسيری گويا ازاين غزل است.

 

/ 71 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یهدا

کاش لحظه های رفتن نميباريد اشک چشمام...هق هق دلتنگيامو می شکستم توی رگهام...

arezu

salam bidel jan man delam geili gerefteh geili manmoon misham ageh betonam bahat dardeh del konam van chizi jad begiramgeili matalebeh zibai minvesi omidvaram ke hamishe movavagh bashi va goda be hamrat doosteh goobam.

mehrdad

چشم ابستنی عشوه ...به پايانه ديدن می پاشد ...در زمستانی از باران ليچ ..من بهاری شده ام ... / خاک پا / م/ شيدا ///

mehrdad

اه ...اين قفس ... اين قفس مرا می شکند . به بازی نرم نيزار در باد می انديشم . به دريا . به رود . به اب . به ماهيان نشاط مرداب نيلوبر / به اواز باران . گلوگاه مرا شعری می خارد ارام ارام . ارامتر از شب و دريا . برهنه تر از هميشه در چشمه های سکوت شنا می کنم . دلم لبريز باز گشتن است به سوی تو و الاچيق های نو . واژه نام تو .عشق مرا شکوفان ميکند .ديگر نمی خواهم اينجا بمانم .دلم لبريز باز گشتن است . برای بوسيدن تو . حس کردن تو . تماشا کردن تو .. ژون ۲۰۰۴ / خاک پا . مهرداد ///

mehrdad

امشب جام می را يک منی خواهم کرد / خود را با دو سه جام غنی خواهم کرد / اول سه طلاق عقل و دين خواهم داد / زان پس دختر رز را بزنی خواهم کرد/ ( خيام نيشابور ) ...ما همون خاک پائيم که دوباره تا پای جانان امديم بيدل عزيز ...///

پیام محبت

سلام آقا بیدل/بیدل خانم. ایشالا که دلدار بشی. حافظ می فرماید : هر که شد محرم دل در حرم یار بماند./ وانکه این کار ندانست در انکار بماند. ایشللا که حریم دلمان حرم یار هم باشد. راستی از آن شراب تلخ حافظ اگه پیدا کردی به یاد ما هم جرعه ای بنوش و اگه زیاد اومد EMail بزن ما هم بیاییم. ما که یه عمریه داریم دنبالش می گردیم. شر وشور امروز دنیا با زمان حافظ اصلا قابل مقایسه نیست. پس یا علی مدد.

myheart_urhome

سلام بی دل عزيز. خوبی؟ ما که حسابی به هم ريخته شديم رفت... اصلا بد جوری قاطی کردم . فکرم به هم ريخته ست ؛ حال و حوصله هم که نگو و نپرس.... خسته شدم . برام خیلی دعا کن... قربانت

محمد/ماری

سلام بی دل عزيز. خوبی؟ انگار همه با هم دچار مشکل شدن؟ نه؟ آخه شما هم که نه آپديت می کنيد نه پيداتون ميشه... دلم برای نوشته هاتون تنگ شده. منتظرم .... راستی؛ ميدونستيد که ماری کم طاقته؟؟؟ زود باشيد ديگه..... البته شايد تا شنبه نتونم بهتون سر بزنم.... موفق باشيد... قربونت..../ ماری

محمد/ماری

سلام بیدل عزیز. خوبی؟ حالا میای کامنت میذاری و جواب سوال نمیدی؟؟؟؟‌انگاری ماری رو نشناختی هاااااااااا....من جواب سوالمووووووووووو میخواممممممممم.... یالااااااااااااااااااا... جواب بده ؛ می دونستی گیر میدم ول کن نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟// تا جواب سوال ندی ؛ بازم میام... نمیشه که نگی... نکنه این کتاب رو نوشتی و میخوای کسی اسمش رو ندونه ؟؟؟؟!!!! (چشمک).... اگه اینجوریه بیا یواشکی بهم بگو....(چشمک)....... راستی ؛ قول میدم کسی از روی کتابت کپی برداری نکنه ...باشه؟ پس اسمش یادت نره...... باشه؟؟؟ .... قربونت.../ ماری