عبور تو

  دير گاهي بود زلال باران را حس نكرده بودم

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بوي دلاويز ياس و شقايق برايم نا آشنا بود

 

صداي آسموني آب در غوغاي كركس ها گم شده بود

 

احساس نازك شكوفه هاي بهاري در دستان هرزه رهگذران كوير ناداني به نفس افتاده بود.

 

خوب يادم هست

 

پگاه را با لبخند خورشيد مي شناختم

 

 و شامگاه را با ابروان درهم كشيده اش

 

تو آمدي

 

 و لبخند آرام بخشت

 

 

 

تو گفتي مي توان مهمان شب بود و خورشيد را مهمان كرد

 

آن روزها

 

در دخمه ي تاريك دنياي خيالم

 

به دنبال شمعي اين سو و آن سو پرسه مي زدم

 

 

 

در كوير تب آلود انديشه ي گريخته از حقيقت خويش

 

مشرق نسيم روحبخش تورا جستجو مي كردم

 

نا چيز نا شناخته اي

 

 در پي نا شناخته ي محسوس

  

سنگين بار

 

 پاي برهنه

 

و خارهاي دشتستان مبهم ذهنم

 

خليده بر سلول هاي نيمه جان روح كوچكم

 

خسته و درمانده از حقيقت نا پيداي زندگيم.

 

---------

هيچ رد پايي بر سنگ فرش هاي كوچه هاي قديمي چشمانم ديده نمي شود

 

عابران سايه نشين

 

و خوش نشين ديروزي

 

امروز

 

گرد و غبار شن بادهاي گرداگرد شهر را ترجيح مي دهند

 

گريزي مبهم!!!

 

سنگ + فرش

 

سنگ

 

 

شگفتا!

 

واژه اش سنگين

 

و مفهومش شكننده

 

احساس سنگيني مي كنند

 

و شايد من نيز

 

چه زيبا بود عبور تو

 

سنگ ها را آينه ديدي

 

در آيينه خورشيد را

 

و در خورشيد پويايي را

 

 ودرآن خودرا

 

و مرا

 

نه نه!

 

همه هستي را

 

و صلايم دادي.....

 

رهايي از دخمه ي تاريك را

 

گريز آگاهانه از كوير ناداني را

 

آوازت

 

ديواره هاي سنگي دلم را فرو ريخت

 

با بيرون جستن اولين  گدازه ي آتشفشان آن حنجره ي طلايي

 

تولدم آغاز گشت

 

و سال ها گذشت تا مذاب شدم

 

و از خاكسترم

 

 ققنوسي ديگر زاد

 

و اينك

 

 من به تو مي انديشم

 

به آيينه

/ 61 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد/ماری

بيا که آماده ی توبه هستم / بچسبون آتيشو تو پشت دستم / اين دل و بردار و بــِبـَر روسيام / يک دل ِ آک دست اول می خوام / يه دل که باطنش بـَدک نباشه / يه دل که توش دوز و کلک نباشه / تو اين ميونه نون ِ دل آجره / چرا که ديگه چوب ِ‌ خطش پُره / تو ديکته ی من اشتباهه اين دل / دل که نگو ؛ سنگ سياهه اين دل / من نمی خوام اين دل ِ بد ؛ مـُرتـَدو / بيا بــِبــَر اين حجرالاسودو / اين دل وامونده نداره بازار / من نمی خوامش ؛ تو ميخوای بـَر ِش دار / نصفه شبه بارون می باره نم نم / از سر شب دلم گرفته يک کم / به يک سکون مقطعی دچارم / حال و هوای شاعری ندارم / فضای خونه پُر شد از رعد و برق / باقی حرفمون بمونه تا بعد ...( ابوالفضل زرويی )

محمد/ماری

اين شعرم امروز ديدم که هم برای شما زده بودم هم کامران . اما نمی دونم چرا اينجا نيست . برای همينم دوباره الان زدمش ....قربونت.../ ماری

كامران/شبگـــــــــــــــــرد

سلام....تو ديگه دوستان رو منتظر نذار و زودتر آپ کن....

vato vato

کم پيدا شدی بی دل عزيز ...کجاين بابا ...ما رو که نمی تحويليد ! ..آپديت هم که نمی کنيد ...هيچ ردی هم هيچ جا نمی ذارين ..د ..خب يه چيزی بگين ديگه !

mehrdad

قدم ميزدم / در کوچه باغ عشق / هرچه رفتم پايان نبود . هر چه رفتم اغاز بود / قدم ميزدم در کوچه باغ عشق / و نبض زمين را . در گلهای شقايق باغ قلبت احساس ميکردم . اری که اين شقايق ها ی خانه دل تو بود .... که هرگز نمردند . که هرگز پژمرده نشدند . و من هميشه نسيم عشق را . از درون باغ حس خواهم کرد / قدم ميزدم در کوچه باغ عشق و هر چه ميرفتم پايان نبود . هر چه رفتم اغاز بود .... (عطا ضميری / خاک پا / مهرداد ...///

mehrdad

خاک پای تو هم هستم ...گاهی ...دير می شود ...و اين دير شدنها ....تو ميدانی که چقدر دلم را می ازارد ...تو ميدانی ..همين و بس ... خاکستر قرن .... سرو تنها . م./ شيدا ...

داريوش

خداحافظ...اگر بار گران بوديم که رفتيم....اگر نامهربان بوديم که رفتيم....خدا قوت....داريوش...

ستاره سحر/شیفته

سلام . آپديت کرديم . پس آپديت کنيد . ضمنا ميشه از تجربياتتون توی اين آپديت استفاده کرد؟