جلسه ی دوم

امروز با دوستامون قرار همون حلقه های معرفت رو داشتیم

سوالمون هم این بود:

چرا امام حسین مثل پدر و برادرش صلح و سکوت نکرد و قیام کرد؟

جمع بندی جوابها این شد:

- شرایط زمان حضرت علی و امام حسن طوری بود که کسی از اونها بیعت نخواسته بود. امام حسن در مسند خلافت بودن و معاویه ازشون بیعت نمی خواست. فقط خواسته بود که امور از مجرای اون اجرا بشه و امام این رو پذیرفتن. هرچند صلح امام حسن هم به آشکار شدن تزویر و نیرنگ معاویه کمک کرد و معاویه نشون داد به مفاد صلحنامه پایبند نیست. حضرت علی هم همینطور. مادامی که امور جامعه مسلمین در حال اجرا بود ولو اینکه توسط خلفای دیگه، باز هم برای به دست گرفتن حکومت و خلافت مبارزه نکردن.

- اما یزید از امام حسین بیعت خواسته بود و امام با خارج شدن از شهر بزرگترین "نه" رو به اون گفت . زندگی در سایه ی ظلم و ستم؟ هرگز.... از طرفی مردم کوفه اونقدر نامه نوشتن و ازشون دعوت کردن که بیاد حکومت رو به دست بگیره که حجت رو بر امام تموم کردن . امام بعد از اینکه با بیعت کردن مخالفت کرد به خاطر دعوتی که ازشون شد به سمت کوفه حرکت کردن. نه به قصد جنگ بلکه به قصد اجابت دعوت مردم.

- اگر در زمان حضرت علی یا امام حسن هم کفر تا این حد آشکار بود و اسلام را در این حد از بین برده بودند حتما آنها هم قیام می کردند. اما در آن زمان هنوز ظاهر اسلام را حفظ کرده بودند هرچند در باطن به آن عمل نمیشد. یعنی حتی اگر بحث مخالفت با بیعت یزید نبود باز هم امام حسین برای امر به معروف قیام می کردن.

- امام در وصیتشون که به برادرشون محمد حنفیه میدن اینطور می نویسن که "من برای اصلاح امت جدم، امر به معروف و نهی از منکر، و عمل به سیره ی جدم و پدر قیام کردم" . قیام امام حسین حرکتی ناگهانی و خودجوش نبود. تفکری بود که از قبل برنامه ریزی شده و بنای آن گذاشته شده و زمینه ی آن آماده شده بود. این نهضت و قیام سبب بیداری تمامی انسانها در قرون و اعصار شده و فقط مختص یک زمان و یک مکان نیست.

 

به نظرم جلسات خوبیه. البته اگه دوستامون همت کنن و مشتاق باشن که توی جلسه ها شرکت کنن و نذارن همین جمع های 10-15 نفری تعطیل بشه.....

اگه شما در خصوص سوالمون نظرات دیگه ای دارین خوشحال میشم بیان کنید

برای هفته آینده هم می خوایم بررسی کنیم ببینیم "چه درسهایی میشه از عاشورا و به طور کلی ماجرای کربلا بگیریم".

می تونید به این سوال هم جواب بدید.

 جهت اطلاعات کاملتر و پاسخهای جامعتر، به کتابهای "سیری در سیره ائمه اطهار" و "حماسه حسینی" استاد مطهری مراجعه شود.

پ.ن:

السلام علیک یا سلطان یا علی بن موسی الرضا

حضرت ِ جان!

چقدر اون چند ساعتی که در بارگاه و حریم تان اجازه ی حضور یافتم لذت بخش بود.

چگونه شکر گویم لطف بی حدتان را که در اولین شب جمعه ی محرم مرا به دعای کمیل و مراسم عزای جد بزرگوارتان دعوت کردید

حضرت سلطان!

چه لذتی ست حضور در قطعه ای از بهشت، حضور در حرم شما، نفس کشیدن در بارگاه ملکوتی تان.

امام رئوف!

تاریخ به یاد ندارد که سائلی با دستان خالی و چهره ای غمگین به در ِ خانه ی خاندان شما آمده باشد و با دستانی خالی و چهره ای غمگین خارج شده باشد. چگونه ممکن است کسی خیال کند از بارگاه سلطانی شما بی روا شدن حاجاتش بیرون بیاید؟ .... با کریمان کارها دشوار نیست.....

  

/ 10 نظر / 5 بازدید
جناب ما

سلام عرض تسلیت ایام بنا داشتیم برای این دو مطلب اخیرتان پاسخ مفصلی حاضر نماییم لکن در دهه ی اول بسیار وقت مان اندک است. اما علاوه بر دو کتابی که خودتان معرفی فرموده اید؛ جلد «سیزدهم» مجموعه کتاب های «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» با عنوان «ویژه محرم» خدمت دوستان عزیز معرفی می گردد. این کتاب ابعاد مختلفی را در بر می گیرد از جمله: فلسفه عزاداری، اخلاق و عرفان، اندیشه سیاسی، فلسفه قیام عاشورا و ... با توجه به شبهه هایی که این روزها فراوانند؛ مجموعه کتاب های "پرسش ها و پاسخ های دانشجویی" زیر نظر نهاد رهبری در دانشگاه ها به منظور پاسخگویی به شبهات دانشجویان در موضوعات مختلف از موسیقی و ازدواج گرفته تا مهدویت و آخرالزمان و... چاپ شده که فوق العاده هستند. خوبی آنها اینست که فهرست مطالب پرسش است و در متن به آن پرسش ها پاسخ داده شده است. یعنی نیاز به مطالعه کل کتاب نیست. تقریباً تمام کتاب های پرسش و پاسخ های دانشجویی مفید هستند و به سئوالاتی پاسخ داده اند که گاهی افراد به خاطر در نظر گرفتن برخی مسائل از پرسیدن آن ابا دارند. و یا گاهی شبهه هایی که در ماهواره ها و اینترنت

انسان

سلام همه این سوال جوابها به کنار برای من شده یه سوال بزرگ که چطوری اینقدر زود به زود و مرتب دعوت میشین حرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [سوال] کم کم دارم غصه میخورم

شمس

سلام عاشقانه هایتان اجرش با خدا . . . آری ! عاشق حسین بودن، ارثی است که دیوانگی هم دارد! و دیدار به سوگ نشست، بفرمائید . . .

علی سالاروند

سلام بنده از خواننده های پر و پا قرص وبلاگ بهار نارنج هستم در یکی از پیامهاتون نوشته بودین ایشون وبلاگ دیگه ای هم دارند که مدتیه به روز نشده ... ممنون می شم اگه اون رو هم به بنده معرفی کنید تا از مطالبش استفاده کنم از خودشون نپرسیدم چون ترسیدم معرفی نکنند . ممنونم

گفتم : آنقدر برایت غزل نوشتم دستانم غزالی شد گفت : خیال می کنم غزالی .... بیا ...

بانو

خب جلسه بعدی چی شد؟

دل آباد

تو به لطف عنایت باران، سوی مشهد زیاد می آیی دست بر سینه هر بار از، سمت باب الجواد می آیی.. اگر جا داشت اگر لیاقتی داشتم می نوشتم: من به لطف نگاهت ای باران، سوی مشهد زیاد می آیم دست بر سینه هر بار از، سمت باب الجواد می آیم.. سلام و رضوان خدا بر شما آنجا که می روید یاد ما دور افتادگان از دریا هم باشید شما که جزء مقربین دربارید..

جوان انقلابی

حیف است که از عشق تو یک توشه نگیریم حیف است که ما دامن شش گوشه نگیریم خوب است که ما مثل تو ارباب بمیریم حیف است از این قافله ره توشه نگیریم زشت است از این قافله با فاصله رفتن از خیمۀ سلطان کَرَم گوشه نگیریم اینجاست که دل کاسۀ صبرش بسر آید حیف است ز گیسوی تو یک خوشه نگیریم خواهیم اگر بر تو شویم آینه، بایست از بار گنه بر دل خود پوشه نگیریم دست من و دامان تو یا قاضی الحاجات ای کاش که در خیمه کنم با تو ملاقات امسال مُرید علی اکبر شَوَم ای کاش من نذر گلوی علی اصغر شوم ای کاش از جان و جهان یکسره خواهم بگریزم جزو سپه ساقی لشگر شوم ای کاش با قاسم و عبداللهِ تو گَعده بگیرم من در بدر آل پیمبر شوم ای کاش مانند غلامِ سیَهَت بر سرِ دستت من هم به دعای تو منور شوم ای کاش نان و نمک سفرة تو باد حلالم من ریزه خور خوان تو دلبر شوم ای کاش هر لحظه به یا لَیتَنی این شعر بخوانم با اهل حرم عهد کنم با تو بمانم

جوان انقلابی

تشکر از پیگیری هاتون. شما بزرگوارید، دعا کنید مارو. خعلی مخلصیم. یاعلی مدد

باقری

سلام.مسطار به روز است دست افشان.