راز عشق

تقديم به آنكه سحر و ستاره هايش را نشانم داد، و مرا به ديار محبت خويش
رهنمون ساخت. و بر بام خورشيد نشاند و با عنقای عشق همراهم كرد.

 

× × × × ×

 

جوهر آموزه هاي عارفان حقيقت يك سخن است.

 « اگر خواهي به حقيقت رسی  ، تو در ميان مباش ،

 خواست خود را در خواست حضرت دوست بدان.»

 

× × × ×

 

آن يكي آمد در ِ ياري بزد

 گفت يارش: « كيستي اي معتمد؟»

 گفت : « مـن » . گفتش : برو؛ هنگام نيست

 بر چنين خواني مقام ِ خام نيست

 خام را جز آتش هجر و فراق

 که پزد؟ كه وارهاند از نفاق ؟

چون تويي ِ تو هنوز از تو نرفت

 سوختن بايد تو را در نار تفت

 رفت آن مسكين و سالي در سفر

 در فراق يار سوزيد از جگر
 
پخته شد آن سوخته ، پس بازگشت

 باز گِـردِ خانه ي انباز گشت

 حلقه بر در زد به صد ترس و ادب

 تا بـنـَجهد بي ادب لفظي ز لب

 بانگ زد يارش كه: « بر در كيست آن؟»
 
گفت:« بر در هم تـويي اي دلستان»

 گفت:« اينك چون منی ، اي من ، درآ »

نيست گنجايي دو من  ، در يك سرا

 ( حضرت مولانا)

 

 ..... اين همان رمز و راز عشق است كه عقل سوداگر هرگز آن را در نيافت.

 و هر چند فاش و بي هراس به هزار زبان گفته آمد، همچنان از ديده ي
 
عاقلان پنهان ماند که :
 

 چگونه توان از ميان برخاست و باز در ميان بود؟؟؟!!!!

 

 

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baroonebahar

سلام!!!! بوی بهار!!!!!!!!!! همراه با صدای قدم های بهار در........ **** بارون بهار**** منتظر نوشته های بهاريتون هستم!!!

محمد/ماری

سلام بيدل عزيزی که دلی با محبت داری. پيشاپيش سال نو رو به شما تبريک ميگم . براتون آرزوی سلامتی و سعادت دارم . قربونتون..../ ماری

مهدي ( دفـــــــــــــــتر عشـــــق)

سلام.خوبي؟.......خوش ميگذره؟....زيبا بود مثل هميشه.ايام نوروز مبارك...موفق باشي/// باز ديدم بهار زيبا را، باز ديدم نور آفتاب را و خورشيد درخشان را.باز ديدم كهكشان آسمان و سياره ماه را، باز ديدم كه درختان پر از شكوفه اند پر عطر و بو هستند ، باز ديدم كه پرنده آمده و بر روي درخت نشسته و براي خودش مي خواند .ديدم كه تك ستاره اي در آسمان زندگي ام مي درخشد .شنيدم نواي باران را، صداي طوفان را .كاش ميشد تك ستاره زندگي را از آسمان بچينم و به دلم هديه دهم.دلم مدتي است كه محبتي به او نرسيده لااقل خودم به دلم محبت كنم.كاش ميشد پرنده زيبايي كه در قفس نشسته و آرزوي پرواز دارد را آزاد كنم تا باز هم ببينم پرواز و چهچهه آن را . باز ديدم گل مريم را اما نتوانستم آن را از شاخه بچينم چون خارهاي شاخه اش خيلي تيز بود. كاش ميشد چيزهايي را كه ديدم دوباره ببينم و به آنها وفادار باشم. اگر بخواهم مي توانم ، مي توانم سپيده را ببينم و نگاهي به فرداها داشته باشم ،كاش ميشد ببينم.

شيدا

سلام بيدل عزيز ... پيشاپيش عيد رو به شما عزيز مهربان تبريک می گم ... شکوفه های مهر و محبت و دوستی در دلت هميشه استوار ... بهارت هميشه برقرار ... وآسمان زندگيت آبی و باغ دلت سبز و رويايي. عيد شما مبارک.

ستاره سحر/شیفته

سلام بيدل جان... هنوزم شرمنده زحماتت هستم . نميدونم چه جور از خجالتت در بيام . توی اين سال جديد برات آرزوی موفقيت و شادی داريم . همواره بهاری باشی .

سعيد

سلام مهربان ....و حقيت عشق قلب مهربان توست..... سال نوی امسال برای ايام ما شور ديگری دارد چرا که در کنارمان چه قلب های مهربان و بی ريايی حضور دارند که هميشه يار و همراه ما بودند همچون بی دل مهربون و ما شرمنده اين همه مهر و محبت ... سالی سرشار از شادکامی در پناه خدا برای تو عزيز آرزو می کنيم .... ارادتمند

محبت و زيبايي

سلام دوستم! من از اينجا ميگذشتم ديدم سلام نکنم بی ادبی است... عيد و بهارتان مبارک باشد!

محمد/ماری

سلام بيدل جان... ممنون از حضور هميشه گرم و صميمانه ات که با عنوان بی دل؛ زيباترين و درياييترين دلها رو به همگان هديه ميکنی...

بهار

سلام بیدل جان. وبلاگ متنوع و نازی داری. بهت سال نو رو تبریک میگم و برات آروز ی شادی و سلامتی و داشتن زندگی بهارانه رو میکنم. از اینکه باهات آشنا شدم خیلی خوشحالم و از این به بعد اگه اجازه بدی مرتب مزاحمت میشم. موفق و بهاری باشی مهربونم.

شاهده

سلام!سخت است ازمیان برخاستن و درمیان بودن!....پیشاپیش فرارسیدن سال نو رو بهتون تبریک میگم!!...سبزوبهاری باشید!....خدانگهدار!