اذن ورود،تسلی خاطر

ماه عاشقان با محرم آغاز میشود و با صفر پایان میگیرد

محرم غمش با تمام غمها فرق دارد و صفر اندوهش سنگین تر است.

این دو ماه انگار زمین و آسمان سیاهپوش است.

هنوز از ماتم سالار شهیدان بیرون نیامده ای که سیاهپوش ماتم و اندوه پیامبر خوبیها و مهربانیها میشوی

غربت کریم اهل بیت و خاک های بقیع و بدن تیرباران دلت را آتش میزند.

و مصیبتی دیگر در آخرین روز ماه صفر دلخون ترت میکند

مصیبت شهادت حضرت سلطان. که تنها در کنارحرمش و در پناه خودش تسلی خاطر می یابی.

این بار نیز اذن دادی تا ساعاتی از شب شهادتت را در حریم ملکوتی ات به سوگ بنشینم.

میخواهم قدری بیندیشم:

به آنان که امامشان در کنارشان بود و قدرش ندانستند

به آنان که آفتاب را دیدند و روی گرداندند

به آنان که دنیایی را به سوگ و ماتم و اندوه نشاندند

و به خودم.....

به خودم که آیا اگر بودم در کنارتان، درکدامین سوی میدان بودم

کنارتان یا رو به رویتان؟

که اگر بودم در زمانتان، دلخوش تان میکردم یا دلخون تان؟

که اگر هستم اکنون، کدام یک شامل حالم میشود:

"و اخر تابع له علی ذلک" یا "خیر اعوانه و انصاره و شیعته و مستشهدین بین یدیه"

این بار می آیم تا شب شهادتت در آستانه ی تولدم درکنارت عهدی ببندم

که بگویم من بعد از سالها گذر عمر، خطاهایم را فهمیده ام

و از بطالت روزهای گذشته پشیمانم و میخواهم جبران مافات نمایم

عهدی میخواهم ببندم سه نفره میان خدا و سلطان و من.

این عهد بماند بین ما تا روز حساب

میدانم دیر است و فرصت ها را از دست داده ام اما در ِ توبه هنوز باز است.

شرط ورود و اذن ورود را دارم اما رویش را نه.

 آمده ام که شما دستم را بگیرید و ببرید نزد اله العاصین

که بگویید بنده ای شوخ و عاصی به درگاهم پناه آورده و ضمانتش را به عهده می گیرم

 

آمدم ای شاه! پناهم بده...

 

پ.ن:

دلتنگیهایم را شنیدید

ممنون که باز هم میزبان خستگیها و بدیهایم شدید

دلم را و عهدم را برشبکه های پنجره فولادت گره میزنم

باشدکه وفای به عهد را از ضامن مهربان آهوها آموخته باشم

 

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

ضامن مهربان آهوها... هر زمان که صدای پای اجابت می آید از سمت طوس، هر وقت که بی تاب می شوید از دلتنگی این بهار کوچک و روسیاه، مهربانترین خواهر دنیا را به نیابت از من زائر آن پنجره های فولاد و صحن معطر می کنید... چقدر باید شکر بگویم خدا را از این بابت؟!... چقدر؟!

ناموس خدا

سلام ماري دل پنجره فولاد را به دلت گره بزن. باور كن مي شود بهتر حس كرد رأفت امام رئوف را... به من هم سر بزن.

شازده كوچولو

سلام ماه ربيع مبارك قبول دارم حرفهايتان را.. اما دلتنگ مي شوم برايشان

فاطمه

سلام زیارتتان قبول برای ما هم دعا میکردید . خوش به سعادتتان ان شاءالله عهدتان را تا روز حساب نگه میدارید ...وافو به عهدی اوف به عهدکم ..... التماس دعا

ارحم الرحماء

خوش ب سعادتتون التماس دعا ان شاالله عاقبت بخیر شوید دوست عزیز

كودك اهدايي

قبول باشه تولدت مبارك

یاس

سلام بانوی عزیز... زیارتتون قبول ... دیدار حضرت سلطان گوارای وجودتان ان شاالله که این زیارت ها سازنده و ماندگار باشد ممنونم که نایب زیارت بودید چقدر دلم می خواست این روزها در حرم بودم یا علی بن موسی الرضا هرگاه که مرا به عنوان یک مهمان ناچیز می پذیرفتی هر وقت خواستم چیزی بگویم خجالت می کشیدم بیان کنم... ابهت حرمت ، زیبایی بارگاهت، تقدس نگاهت مرا از گفتن حرفم عاجز کرد... . . تولدت مبارک خواهرم

...

زهی سعادت ... گوارای وجودت زیارت حضرت سلطان

طهورا

زیارت قبول بانو رزق زیارتی تان مدام باد