رمضان آمد

این روزا دچار روزمرگی شدم انگار

همه ش کارای اداری... ثبت نام مدرسه رضا... رتق و فتق امور خونه... تعمیرگاه... و غیره و غیره و غیره

این روزا کمتر وقت می کنم کتابهای مطالعاتی م رو بخونم

این روزا کمتر وقت می کنم بشینم با خودم و خدا حسابامو رسیدگی کنم

این روزا وقت نکردم بشینم از خدا بپرسم چیکار می کنم که ازم ناراحته و گیر دارم

این روزا زود خسته میشم وقتی توی روزمرگی ها دور می زنم

از این یکنواختی و گیر کردن توی دنیای مادی و روزمره حالم بد میشه

این روزا باید یه فرصت مناسب برای خودم و خدا دست و پا کنم

این روزا باید از پوست مادیات خودمو بیرون بیارم و یه کم به درونیاتم برسم

روحم بدجوری لاغر شده.... چند وقتیه خورد و خوراکش به هم ریخته و تغذیه ش نامناسب شده

شدیدا به یه متخصص نیازمندیم...!

به خصوص به یه پیمانکار که امورات دنیوی مون رو باهاش کنترات ببندیم و از زیر سنگینی امور نجات پیدا کنیم ...

بدینوسیله آگهی می کنیم:      " به یک کنتراتچی نیازمندیم!!! "

(اصلا با این اصطلاحات عجیب غریب حال نمی کنیم !)

.

.

مهربانا !

شعبان گذشت و من هیچ نیافتم ... گم شده ام در وادی غریب دنیایت.

محتاج نگاه مهربانت ... دستم بگیر.

رمضان آرام آرام می آید و من بر آستان ش در انتظار ورود به شهر رمضان نشسته ام.

به انتظار شبهای احیا که شاید زنده شود دلم

یا اله العاصین!

باز هم این سائل رمضانی ات می آید.... باز هم برایش خدایی می کنی؟

 

پ.ن:

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

راستش دیگر نمی توانم نوشته ای را بی گفتگو با شما تمام کنم.

انگار ناقص می مانم بی این چند خط

حضرت سلطان

دردهای نهانی را می دانی

رازهای ناگفتنی را می خوانی

امام رئوف

می خواهم این رمضان، مقلب القلوب و الاحوال شود

می خواهم این رمضان، حول حالنا الی احسن الحال شود

می خواهم این رمضان، زمستان دلم بهار شود

می خواهم این رمضان، "این من"، دیگر "این من" نباشد.

می خواهم این رمضان "او" شوم....... به رنگ او... همجنس او... دلخواه او

می خواهم این رمضان او از من  "رضا" شود به لطف "حضرت رضا"

یا رئوف ... یاری ام می کنید؟

 

/ 26 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناموس خدا

ماری... ثبت نام مدرسه رضا؟؟؟ بچه داری؟!!![تعجب]

بهار

هرجایِ دنیایی دلم اونجاست من کعبه مو دورِ تو میسازم من پشت کردم به همه دنیا تا رو به تو سجاده بندازم.... چه لیاقتی از این بالاتر که خدا به دلت انداخته قبل از غرق شدن در امور دنیا و دور شدن از اون بهش فکر کنی و .... ماری گلم این لیاقت نصیب هرکسی نمیشه... می دونم که قدر ایمان و نزدیکیت به خدا رو خوب می دونی خواهر مهربونم....[لبخند] بهار منم دعا کن این روز و شبا... دارم با چنگ و دندون حفظ می کنم ایمانش رو....

خانم معلم

سلام عزیز جان طاعات و عباداتتون قبول حق زندگی خطی زندگی خوبی نیست . زندگی های ما اغلب سینوسیه ... بالا و پایین داره گاهی خیلی زیاد گاهی کم ولی معمولا خطی نیست . اصلا کسی که مادره نمیتونه زندگی خطی داشته باشه ، مخصوصا که دغدغه های از این دست که شما دارید رو هم داشته باشه ... انشا الله که فرصت مطالعه هم پیدا میکنید . میدونید اگه فکر کنیم که هر کاری که میکنیم و هر قدمی که برای خانواده و دوستانمون بر میداریم و باعث رضایت خانواده و فامیل و دوستان میشیم رضایت خدا رو جلب کردیم دیگه به زندگی اینجوری نگاه نمیکنیم . یکی از بچه هام به من میگفت خانم حالا که بازنشسته شدین مربا و ترشی مزارین ؟ اینا جهاده زنه ! و درست هم میگه ... البته تعمیرگاه رفتن جزء وظایفمون نیست ولی من هم مبتلا بودم وقتی ماشین داشتم ...چقدر هم سخته انجام کارهای اینچنینی [ناراحت] خیلی خیلی التماس دعا در این روزها و شبهای پربرکت

یک من

ماری جان مبارک باشه این ماه بهت ... التماس دعا .. من که نه از رجب چیزی درک کردم نه از شعبان ... امیدوارم توفیقات این ماه خیلی بیشتر باشه .

س.م.ع

بسم الله الرحمن الرحیم گفتم آقا درسته که اینجا پاتوق شماست! ولی درست نیست! گفت: بله(همین) همینطوری داشتم به اون راننده (بهتره بگم رانندگان )محترم تاکسی که کنار خیابون حریم ماه خدارا نادیده گرفته بود توی دلم غرمی زدم. بحث سر این نبود که شاید بیمار باشه (باشن!)و نمی تونه(تونن!) روزه بگیرن. خب ممکنه بیمار باشن و معذور.! هنجار شکنی و حرف خدا رو زمین زدن چی میشه؟! با خودم کلنجار می رفتم . نکنه حالا چون تو خودت روزه داری و توی این گرما از سر کار برمی گردی خونه؛ زورت میاد ببینی بعضی به جای انجام وظیفه زیر سایه درخت نشستن و راست راست دارن روزه خواری می کنن! این یادآوری دلی بود نبود! احیانا با این تذکر زبانی نمی خواستی دلت رو که خنک کنی؟!! با این که یه ریز خودمو توبیخ میکردم که؛ راستشو بگو واسه خدا گفتی یا واسه دلت ؟!! خودمو قانع کردم که گفتن بهتر از نگفتن بود. اما هنوزم می سوزم که کجائیم و داریم کجا میریم ؟

انسان

سلام ماری خانوم از نوشته های زیباتون که بگذریم خداییش سمت سخنتون با امام رئوف یه چیز دیگه ست در پناه حضرت حق و آقا باشید

ماه مون

سلام ماری عزیز خوبی دختر عزیزت خوبه؟ . نماز و روزه هات هم قبول الهی عید فطر مشهد باشی[نیشخند] یهو اومد تو دلم گفتم بنویسمش [پلک]

جوان انقلابی

فقط با امام حسین باشید با امام حسین باشید با امام حسین باشید... همین

یاسین

سلام عباداتتون مقبول حضرت عشق... یه کمکی از شما میخواستم ، اون هم اینکه درمورد فعالیت های فرهنگی توی دانشگاه میخواستم از شما بپرسم که چه کارهایی میشه کرد؟ چطور دانشجوهارو جذب کنیم؟ راهکارهای شما توی دانشگاتون چی بوده؟ میشه بیاید وبم و طرح ها و ایده هاتون رو لطف کنید بگید... *** مشتاقانه منتظرتونم[گل]

س.م.ع

با سلام و آرزوی دریافت منزلت الهی در شبهای قدر با مطلبی تقریبا بیات ولی کاربردی به روز هستیم.. آفریده آفریده س دیگه اظهار وجودش چیه دیگه؟ به دیوار تکیه کرده میگه ببین چقدر راست قامتم! جل الخالق حماقت ! نمی دونم حدو اندازه داره یا نه؟ آخه این سود و زیان که چیز خوبیه از چه موجودی ؟ آفریده یا آفریدگار؟؟!! شیطان با همه یال و کوپال و دک و پز نداشتش بازم آفریده س بابا! اون بخواد راهبر باشه! گمگشته راه؛ راهبر نمی شود!