چندي پيش دلم بد جوري گرفته بود، يكي از كتاب هاي ادبيات دوره كارشناسي رو به مناسبتي ورق مي زدم،چشمم به يكي از مثنوي هاي زيباي عطارافتاد، شعري كه با صداي دل ربا وجان فزاي استاد عزيزو فرزانه ام دكتر رضا اشرف زاده پس از چندين سال زمزمه اش مي كنم.كلاس دكتر از نادر كلاسهايي بود كه مي تونست منوروي صندلي خشك ولوس دانشكده ميخكوب بكنه،كلاسي كه تو ماه رمضون تشكيل مي شد و كله ي صبحي خواب شيرين رو از چشم و دلم مي ربودو قبل از همه منو تو كلاس مي نشوند، يادش به خير، طفل گريز پايي چون بيدل چه جوري بي تاب درس ادبيات كه عمرش هم خيلي كوتاه بود مي شد. اميدوارم شما هم با حوصله و تامل اين چند بيت رو بخونيد. منتظر دلنوشته هاي زيباتون هستم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

----------

بوسعيد مهنه در حمام بود

  قايميش افتاد و مرد خام بود

شوخ شيخ آورد تا بازوي او

جمع كرد آن جمله پيش روي او

شيخ را گفتا بگو اي پاك جان

تا جوانمردي چه باشد در جهان؟

شيخ گفتا: شوخ پنهان كردنست

پيش چشم خلق نا آوردنست

اين جوابي بود بر بالاي او

قايم افتاد آن زمان در پاي او

چون به ناداني خويش اقراركرد

شيخ خوش شد قايم استغفار كرد

 

و پس از پايان داستان عطار چنين نتيجه مي گيرد.

 

   خالقـــا، پروردگــــارا، منعــمـــا

 پــــادشاها، كـــارسازا،مكـــرمــا

چون جوانمردي خلق عــا لمــي

هست از دريــاي فضلت شبنـمـي

شوخي و بي شــرمي ما درگــذار

شـــوخ مـــا باپيش چشم ما ميــار

-------------------------------

توضيح:

1-فريدالدين، ابوحامد، محمدبن ابوبكر، ابراهيم بن اسحاق، عطار نيشابوري، شاعر و عارف معروف ايراني در قرن ششم و آغاز قرن هفتم .

2-ابوسعيد ابي الخير،فضل الله بن ابي الخير ميهني،صوفي و شاعر بزرگ مشهور قرن چهارم و پنجم، شرح كامل زندگي وي را مي توانيد در كتاب اسرار التوحيد في مقامات شيخ ابو سعيد تاليف محمدبن منور مطالعه كنيد.

3-مهنه:يا ميهنه يكي از روستاهاي عشق آباد تركمنستان، يا به گفته برخي يكي از روستاهاي تربت حيدريه استان خراسان... و هم اكنون مقبره وي در همين محل قرار دارد.

4- شوخ: چرك و كثافت بدن در اين جا

5-پاك جان:داراي ضمير و درون پاك ونوراني

6- قايم: كيسه كش

7- بر بالاي او: در خور و مناسب حال و موقعيت او

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
vato vato

سلام ..بابا تو ديگه کی هستی؟ ..آخر معرفت ؟!!! باور کن وقتی کامنتای قشنگتو خوندم خيلی خيلی ذوق کردم ..دم شما گرم خيلی زياد ..همين و می گن ديگه وقتی زيادی کپ کرده باشه ادم !..يه کم سر دماغ نيستم ..تحمل بايدت ! که واتو رو اين جوريشم تحمل کنی !..

Mehran

سلام عزيز....سال نو بر شما و خانواده ات مبارک....بهاری باشی....در پناه خدا.....

mehdi

سال نو مبارک.خوشبحالت هنوز مينويسی

سعید

سلام مهربون / اميد که سال نو دلها مملو از عشق الهی باشد / پيشاپيش سال نو رو به شما خانواده گراميتان تبريک عرض می کنم / ارادتمند

fano0s khan0om

اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برايم چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم........ عيدت مبارک موفق باشی هميشه.....

محمد/ماری

سلام .... داد و فريادهات ؛ عصبانيت و تهديدهات ؛ دعواها و نگرانيهات؛ .. همه و همه نشونه ای از دل پاک و باصفا و مهربونه که هميشه برام عزيزه..... بازم سلام ... از دست پشه های مردم آزار بيخوابی زد به سرم و گفتم يه سر بيام ببينم چه خبره ... مثل هميشه مزاحم نمی خوای؟؟؟؟؟؟؟ ............ قربونت.../ ماری

محب ولايت

بسم الله الرحمن الرحيم ؛ سلام عليكم ؛ به حسين ، به شكوفايي عشق ، به جوانمردي ، به يك چله تلاش ، به شهادت ، به عروج ، به تسبيح سلام ، به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم ، به بهاري كه ميرسد از راه ، به پرستو ، به گل ، به سبزه درود ، فرا رسيدن بهار زيباي طبيعت همراه با عشق حسيني و شميم محمدي و كرامت مجتبوي بر شما عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پر بركت و فرخنده باد . و من الله التوفیق و علیه التکلان . اشهد ان علیا ولی الله

morteza

جوانمردی از بيابانی می گذشت . از مسافتی دور ، آدمی را ديد نقش بر زمين . خواهان کمک . با سرعت تمام به سوی او شتافت . غريبی بود ، تشنه و گرسنه ! در حال جان کندن ! از اسب پايين آمد ، مشک آب را بر لبهای خشکيده او گذاشت . آنقدر آبش داد تا سيراب شد . .....جانی دوباره گرفت و رمقی تازه پيدا کرد .اما به جای آن که شکوفه های مهر و عاطفه را تقديم منجی خويش کند ، تيغ بر او کشيد و تا می توانست از نامردی و قساوت دريغ نکرد . آنگاه پيکر مجروح و زخم خورده او را در آن بيابان برهوت رها کرد ، سوار اسب او شد که برود.... جوانمرد که هنوز نيمه جانی در بدنش بود ، با اشاره او را صدا کرد وگفت : -از کاری که کردی در هيچ مجلسی سخن مگو! مردک از سر شگفتی ، علت اين امر را جويا شد . او پاسخ داد : -تو اکنون يک جوانمرد را کشتی ، اما اگر اين موضوع نقل مجالس شود ، فتوت و جوانمردی کشته خواهد شد . آنگاه هيچ مرد رشيدی را نخواهی يافت که در بيابان دست افتاده ای را بگيرد .

morteza

ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام / ای دیده و دل از تو دگرگون مادام / ای آنکه به دست توست احوال جهان / حکمی فرما که گردد ایام به کام .. .. . . پيشاپيش سال نو مبارک . شاد باشی . هميييييييييييييييييييشه .

mehdi

...ان شا الله سال خوبی داشته باشی............از اينکه وقت گذاشتی برای جواب به من ممنونم ..........شاد زی هموطن !!