دل نامه !

باز هم یک سال دیگر گذشت

در تمام این سالهای ِ نبودنت، صبوری را مشق کردم

هرچند اعتراف می کنم زیر ِ بار ِ سنگین ِ مسئولیت بارها لرزیدم، لغزیدم، سُـر خوردم ، افتادم

اما در تمام این بارها لرزیدن و لغزیدن و سُریدن و افتادن، دستهای مهربانش باز هم دستهایم را گرفت و چشم از خطاهایم پوشید و باز هم نگاه گرم و مهربانش را بر دل ِ یخ زده ام تاباند.

نبودنت سخت بود اما سخت تر از آن، دیدن ِنگاه های کودکانم بود که با دیدن ِسایه های مهر ِ پدرانه ی همسالانشان نبودنت را تاب می آوردند.

اینک اما دخترک 8 ساله ای که به امانت به من سپردی آماده ی ورود به دانشگاه است و آن پسرکِ 3 ساله ی آن روزها، کم کم خودش را برای ورود به دوران بلوغش و مَرد شدنش آماده می کند.

و من همچنان شاهدِ خطوط ِ ریز و درشتی هستم که روزگار بر چهره ام نقش می زند و گرد ِسپیدی از گذر عمر را بر سرم می نشاند.

شاید دلت بخواهد کاری انجام دهی برای رفع خستگی این سالهایم، اما می دانی و می دانم که این فقط یک آرزوست

اما چرا..... می شود

کاری بزرگ می توانی انجام دهی

برای من هم نه

برای ثمره های زندگی مان که اینک در آستانه ی ورود به زندگی تازه ای هستند

دعایشان کن که دعای پدر در حق فرزندان، چراغ راه است

دعایشان کن که عاقبت به خیر باشند در این دنیای پر نیرنگ و فریب

غفران و رحمت الهی نصیبت باد

 

 

پ.ن: دکترم گفته مریض است؛ دلش را ببرد    گره بر پنجره فولادِ خراسان بزند ( ... )

ای طبیب ترین ! دلم را بر پنجره فولادت گره زدم به امید اینکه بپذیری اش. مباد که به من بازگردانی اش

آقا جون! یعنی میشه گاهی نگاهت به اون جای همیشگی م بیفته و بگی جاش خالیه؟!!

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهیر

سلام . ای وای از این جای همیشگی توی حرم . گوهرشاد جلوی پنجره . دعا کنید قسمتمون بشه . اسباب کشی داشتیم کمی گرفتار بودیم[لبخند]

یوسف

خدایش بیامرزد.... دیده بان برج مینو

سهیل

به خدا هر وقت مطالب شما رو می خونم حس میکنم یه چیزی درونم کم دارم ... .../ جسارته حرفم ....میدونم ....شما به بزرگی تون ببخشید ... اما باید بوسه زد به دست همچین مادری که با تمام سختی و سنگینی روزگار ، سربلند و سرافراز بوده همیشه .... گفتن سختی برای من شاید در حد همون یک کلمه باشه ولی برای شما .....!! با احترام ،برای همسرتون فاتحه ای می خونم و شکی ندارم همیشه شاد هستن از داشتن شما و فرزندان عزیزشون .... ..... بسم الله الرحمن الرحیم.... [گل]

محمد

سلام خواهر بزرگوار عجب... نمی دونستم که همسرتون به رحمت خدا رفتند... متاسف شدم... ان شاالله که الان در سایه مهر و عنایت خداوند هستند... و دعایشان آسان کننده دشواریهای زندگی شما.

خیبرشکن

سلام و عرض ادب خیلی تلاش کردم چیزی بنویسم ! اما نشد ان شالله که بر سر سفره کریمانه رحمه الله الواسعه خداوند همیشه مهمان باشند و خیر و برکات کثیرش به شما به برسه یا علی

یک من

نمی دونم چند سال هست که ایشون به رحمت خدا رفتن اما انگار همین الان گفتن فلانی فوت کردااا !به شدت ناراحت شدم . خدایش رحمت کناد . +دست مریزاد به خاطر محکم بودنت ماری جان . خدا بچه ها ت رو زنده و سلامت و موفق نگه داره .

مقر...

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین سلام[گل] زیارت قبول[گل] "بهشت زیر پای مادران است.

بیدمجنون

هم این پست و هم پست قبلیت خیلی تکونم داد... ساده و قشنگ...

نيماي دورازديار

... ولي نشد كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند و رفت تا لب هيچ و پشت حوصله نورها دراز كشيد و هيچ فكر نكرد كه ما ميان پريشاني تلفظ درها براي خوردن يك سيب چقدر تنها مانديم.. -------- روحش شاد

نيماي دورازديار

الا بذكر الله تطمئن القلوب التماس دعا دارم