کیست که پاسخم دهد؟؟

این روزها دلم نوشتن نمی خواهد

دلم جواب گرفتن می خواهد

این روزها دلم قلم و کاغذ و دکمه های کیبورد نمی خواهد

دلم پرسش و پاسخ می خواهد

این روزها تو که از رگ گردن هم به من نزدیکتری را می خواهد 

که بیایی کمی نزدیکتر

که بگویی برایم از همه ی آنچه که تو گفتی و من نشنیدم

از همه ی آنچه که تو برایم نوشتی و من نخواندم

این روزها دلم تو را می خواهد

که همیشه همراهم بودی و من از تو دور

که همیشه مرا خواندی و من اجابتت نکردم

این روزها که گذر عمر را بیش از پیش حس می کنم دوری ام از تو را پررنگ تر می بی نم

این روزها دلم می خواهد کسی بیاید و بنشیند و جواب بزرگترین سوالهای این روزهایم را بدهد

بگوید که تمام این سالها که تو را از یاد برده بودم ، که تمام این سالهایی که تو را از دلم دور کردم ،‌که تمام سالهایی که بی تو زندگی کردم و چیزی جز سیاهی بر لوح دلم و صفحه ی اعمالم ننوشتم و نوار زندگی ام را سیاه کردم وقتی به محضرت حاضر شوم جز شرم و خجلت چه خواهم داشت؟

منتظرم کسی بیاید جواب سوالم را بدهد و بگوید اگر بخواهم تمام این راههایی که رفتم و نباید می رفتم را بخواهم برگردم آیا بازگشتی برایم هست؟

کاش کسی بیاید و بگوید اگر بخواهم تمام کارهایی که کردم و نباید می کردم و یا کارهایی که نکردم و باید می کردم را بخواهم پاک کنم و یا از سرْ، انجامش دهم آیا فرصتی برایم می ماند؟

کاش یکی باشد که تعریفی برای جبران ِ تمام ِ پشیمانی هایم داشته باشد و نویدی برای فرصت دوباره

این روزها دلم امیدت را می جوید یا ارحم الراحمین

 

پ.ن:

این روزها که پــُر از سوال شده ام سوالی هم از شما دارم حضرت سلطان 

این روسیاه که دوستتان دارد به دل، حس می کند دلگیرید و رو برگردانده اید

به کدام یکی از سیاهی هایم دلگیرتان کرده ام حضرت رئوف؟؟

بر من رافت ورزید و نگاه مهرتان را از دلم نگیرید که این حقیر بی شما هیچ ِ هیچ ِ هیچ است. 

دلتنگی ام برای زیارتتان عذابی ست بزرگ 

دلگیریتان از این رو سیاه ِ امیدوار عذابی ست الیم

دلم نمی خواهد قسم تان بدهم که به حرمت عزیزی بخواهید به من رو کنید

فقط سراسر خواهشم و التماس و نیاز....

دستم را بگیرید یا علی بن موسی الرضا

/ 23 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

این روزها دلم نوشتن نمی خواهد دلم جواب گرفتن می خواهد......... بدجوری از زان من نوشته این اینبار ماری نازنین، بدجور! دلم یک آسمان امید میخواد... این روزها دلم تو را می خواهد که همیشه همراهم بودی و من از تو دور که همیشه مرا خواندی و من اجابتت نکردم ......................

کودک اهدایی

احیانا تولدتون نبوده؟؟ من حوالی تولدم اینجوری میشم پر از سوال

ناموس خدا

گرماي دست هايت را كم آورده ام خدا. اينا هجوم سرماست و تاريكي. سلام دعايت مي كنم كه نگاهت كند و نگاهش كني.

حاج حمید

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را گر کیمیا دهندت بی معرفت گذائی

حاج حمید

اشک داند معنی درد ز چشم افتادگی را همیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

سلام

قلم زیبایی داری لذت بردم

مقیم

"بیا و امروز به من به من که نه کربلای 4 و 5 را دیده ام ، نه تن به تن جنگیدن های مرصاد را، بگو چه کنم " من مقیم به دیدنم بیا .....نبشته ام چند سطری ... آمدنت به دیده منت ... سلام امضا زائر

امیدوار

سلام. دعا کنید به مشهد برویم. نمی دانم امام رضا (ع) مرا نمی خواهد که خانواده ام هم نمی توانند به مشهد بروند یا...؟ من به خودم شک دارم. شما دعا کنید من آمین بگویم. با "نای نینوا" به روزم. اربعین را پیشاپیش به شما تسلیت می گویم.

شازده کوچولو

گاهي خيلي اين را براي خودم مي خوانم: خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد.. ديو چو بيرون رود فرشته در آيد..