مرا چه می شود؟

و باز دوري<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

باز زخمي ديگر

باز اشكي جاري

در نهان گاه زمان

بارها نزديك شدم

بارها يافتم

موهبت همدمي راز تورا

ليك باز گام ها گسست!

باز عزم ها شكست!

وباز، بازگشت به تاريكي ها

باز فراموشي ها !

همچو بادي سنگين

ساخت  خاموش شمع دل وجانم را

 

و دو باره

نه،كه چندين باره

باز گشت به مرداب جدايي از خود!

چشم هايم مي چرخند

دور تا دور همه مرداب است!!!

و تو مي بيني كه

آدميان!!!

پر شتاب و سيال!

آب گنديده ي اين مردابند

و چه مشتاق و شتابان

همگي در راهند!!!

----------

سود من چيست، كه فرياد زنم؟؟؟

دست و پايي بزنم؟؟؟

تو كه خود مي داني!

راه بر من بسته است!!!

سنگ ها را مي بيني؟

خويشتن سنگ مسير خويشم!

چيست چاره؟؟؟

يادم آمد!

دست بر دامن خورشيد زنم

كاري از دست كسي ساخته نيست

 

آري آري

تو بتاب

اي فداي تو همه هستي من

گر بخشكد مرداب

گرچه سوزد جانم

گر كه تفتيده شود جان و دلم

مي دانم!!!

راه هشياري و وصل

سوختن جان و دل است

پس تو اي مهر بتاب

 

********

                             براي آنكه انسان كمال يابد

صدسال كافي نيست،ولي براي بدنامي او يك روز كافي است

---------

چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدی

چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدی

زابتداي هفته من به جمعه چشم بسته ام

دوباره صبح، نه ظهر! غروب شد نيامدی

خليل آتشين سخن تبر به دوش ِ بت شكن

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي...

 

/ 28 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

بيدل عزيز و مهربان و صميمی ام سلام. قبل از اينکه چيزی بگم ميخوام از اينهمه محبت و لطف شما تشکر کنم . واقعا شرمنده ام که نتونستم زودتر سر بزنم. راستش کنکور بالاخره تموم شد . نتيجه سراسری شکر خدا خوب بود . مرحله اول رو با رتبه نسبتا خوبی قبول شده ام تا ببينم خدا چی ميخواد. کنکور آزاد هم هرچند خيلی مشکل بود اما بازهم اميدم به لطف خداست.....خلاصه اش که بالاخره اگه خدا بخواد بعد از ۹ ماه سرم خلوت شده و حالا ميتونم با فراغت بيشتری به وبلاگ زيبايت سر بزنم........

بهار

ميخوام جسارتا يه فضولی هم بکنم!! رنگ بگراند وبت خيلی تنده و بعد از مدتی چشم رو خسته ميکنه....اما مطالبت/ همه رو خوندم . مثل هميشه زيبا و دلنشين....مخصوصا اين جمله: براي آنكه انسان كمال يابدصدسال كافي نيست،ولي براي بدنامي او يك روز كافي است.........افتخار میکنم که دوست عزیز و ادبیات شناسی مثل شما دارم...... از همه مهمتر اینکه آدم میفهمه که خدا رو شکر هنوز هم دنیا اونطوری که بعضیها میگن سیمانی نشده و هنوز دوستانی پیدا میشن که بعد از ۸-۹ ماه سراغ رفقای قدیمی میرن و حالی ازشون میپرسند ..........بازهم ممنونم. .....مزاحمت میشم بیدل خوبم.... شاد باشی و التماس دعا!

بابک ( وبلاگ اوشو سابق )

چه عالی گفتی ~ خويشتن سنگ مسير خويشم! ~ واقعا درسته ، خودم با خودم مشکل دارم ... و هيچکس نميتونه حلش کنه

bidemajnon

يارب فرج امام ما را برسان/آن صاحب انتقام ما را برسان/اندر بر ما گر نرساني او را/بر حضرت دوست سلام ما را برسان///و ما به انتظار آن جمعه موعود مي مونيم...بيدل عزيز با اين دل پاك و مهربونت براي من هم دعا كن///نه براي من كه براي همه مسلمونهاي دنيا///ايام به كام...سبز باشي و پايدار///

bidemajnon

سلام...مثل هميشه پر محتوا...و قشنگ///قالب وبلاگت هم خيلی خوش رنگه///وقتی به خونه ی محقر دل پا می ذاری...يه عالم شادی مياری...نمی دونی وقتی ميای چه صفايی تو مياري

Itan

اول بگو ببينم که چرا اينجا اينقدر کوچيک شده ؟؟ به زور جای کامنت ها رو پيدا کردم !! خوب حالا سلام .. خوبی ؟ چه خبرا که ما نداريم ؟؟ سلام ما رو هم برسون .. یا حق

mary

سلام .... دوباره بعد از مدتها اومدمممممممممم ... شب به خير

کامران / شبگرد

سود من چيست، كه فرياد زنم؟؟؟ دست و پايي بزنم؟؟؟ تو كه خود مي داني! راه بر من بسته است!!! سنگ ها را مي بيني؟ خويشتن سنگ مسير خويشم! ......زیبا .... زیبا....پر محتوا....درود بر تو ... تولدت مبارک پیشاپیش.