روی خط دلدادگی
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

تا حالا فکر کردی نقطه ی آغاز دلدادگی کجاست ؟ يا اينکه چه جوری

آدما اهل دل ميشن ؟ تا حالا شده دلت رو جايی گرو ِ کسی يا چيزی

بذاری؟ دلت رو به صفای چی می بخشی ؟ يه نگاه ؟؟!!... يه صدا ؟؟!!

يه خوبی؟؟!!.... يا شايدم يه حس ؟ و يه عشق ؟؟؟!!!....

 

اگه مرام توی خونـِت و معرفت توی وجودته؛ اگه خراب ِ ياری و

می‌خوای دل ناقابلت تحفه ی ناچيزی واسه دلدار باشه ؛ توی راه دلدادگی

ناشناختنی قدم بذار . توی اين راه حرف اول رو دل ميزنه . پشيمونی

نداره . راهيه که هيچ تيشه ای به ريشه ت نميزنه و قافله قافله بهت اميد

می بخشه . دلت زير پا گذاشته نميشه و به جای شمع؛ اين خورشيده که

خونه ی دلت رو روشن ميکنه . آسوده خاطر باش. کليد قلبت رو به

الهه‌ای می بخشی که شاه کليد همه ی خوبيهاست و صفای دلت

صفای خاطر دلداری ميشه که واژه های عاشقانه مقابلش سر به سجود

می گذارن و زندگيت با عشق به عاشقيه که عشق می آفرينه . هيچ شک

و ترديد و ترسی به دلت راه نده . آيه يأس هم نخون که « اگه يه وقت

منو راه نده چی ؟» ؛ « اگه از من خوشش نياد چی؟ » ؛ « اگه قبولم

نکرد چی؟ » و هزاران اما و اگه ی ديگه . آخه اين معبود ناشناختنی

در حالی که هيچ نيازی به من و تو نداشته و نداره ؛ فرموده دوستمون

داره . کجای عالم سراغ داری که احتياجی؛ نيازی ؛ کاری به من و تو

نداشته باشن و همه جا به يادت باشن و هوای کارت رو داشته باشن ؟

در ِ رحمت دلدار هميشه ی هميشه بازه و فانوس قشنگش در همه

حال روشنه . پس فکرت رو از همه ی اين اما و اگرها دور کن و ترس

و نااميدی و ترديد رو در گورستان واژه ها به خاک بسپار و اميد و

صبر و عشق رو ره توشه ی راهت قرار بده .

 

امروز می خوای روی خط ؛ دل رو به دلدار هديه کنی . به گذشته و

ديروز فکر نکن که کی بودی و چی کار کردی. فقط به امروز بينديش .

نگران نباش که فلان بودی و بی اعتبار ؛ و يا اينکه گذشته رو سياه

کردی . معبود طوری با تو صبوری ميکنه که انگار هيچ گناهی

نکردی .. اما به اين شرط که لحظه ها رو جستجو کنی و ثانيه ها رو

زير و رو .. تا اونچه رو که در گذر ندونم کاری از دست دادی؛ به

دست بياری و هر چه رو ويرون کردی دوباره بسازی .

 

اگه آماده ی راهی ؛ اگه مرد ِ سفری؛  بسـم الله ........ با ذکر قشنگِ

يا ربّ قدم اول رو جانانه ؛ قاطعانه و خالصانه بردار و پيام اول ِ 

دلدادگی رو آذين بخش جونت کن که اهل دل و دلداده‌ها ؛ نه تنها دل

هيچکس رو نمی شکنن؛ بلکه تا در توان دارن‌ دلها رو به دست ميارن .

 

اولين گفتگوی عاشقانه‌ی اين کاروان ِدلداده غروب ِ خورشيد امروز ؛ با

دلی پر از شکفتن و جوانه زدن است که می خوانيم :

تمام سپاس از آن اوست که هيچ دلی به هيچ کس غير از او خوش نيست

و فراموش نکن که :

تنها ياد خداست که آرام بخش دلهاست