وقت
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

 

تا به فکر خودفتادم روزگار از دست رفت

تا شدم از کار واقف وقت کار از دست رفت

تا کمر بستم غبار از کاروان برجا نبود

از کمين تا سر بر آوردم شکار از دست رفت

صائب تبريزی

با اينکه هنوز مطلب رساله ی دل و جان خواجه عبدالله انصاری تموم نشده و دلم نميخواد نيمه کاره رهاش کنم ولی از باب اين که تنوعی درسير مطالب وبلاگ باشه با خودم گفتم اين هفته يه موضوع ديگه رو بنويسم.

راستی شما چقدر دچار روزمره گی شديد؟

چقدر دچار اتلاف وقت شديد؟؟؟

 بدين معنی که ثانيه های عمرتون پر شتاب می گذرند و شما هيچ استفاده

 مادی يا معنوی از آنها نبرديد؟؟؟

واقعا از اينترنت و صرف هزينه های سرور و مخابرات چه قدر سود می بريد؟

آيا خوندن مطالب متنوع وبلاگ ها و اين گردش در دنيای مجازی ارزش افزوده

 ای برای شما داشته است؟

گاهی وقت ها فکر می کنم لحظه ها و ثانيه بدجوری از ما دلخورند و خون

 گريه می کنند و يا شايد هم بهمون می خندند که چرا اين قدر ابلهانه

زندگيمون را سپری می کنيم( به کسی بر نخوره از بکاربردن واژه ی ابلهانه....)

واقعا صرف نظر از اتلاف وقت های اجباری که بی کفايتی برخی دولت مردان

برای ما پيش ميارن ٬خودمون هم در بی کفايتی دست کمی نداريم ( البته

جسارت به همه نشه ٬بعضی از ماها ازجمله خود نويسنده ی اين جمله های بی

 سرو ته)

باور کنيد همين الان که دارم اين حرف ها رو می نويسم احساس بدی دارم

چون وقتی يادداشت های مختلف رو در وبلاگ ها می خونم کمتر می بينم

کسی به نوشته ای دل داده باشه و اون رو با حوصله خونده باشه!!! ميگين

 نه؟؟؟ خوب از امروز آمار بگيريد و محققانه صفحاتی رو ورق بزنيد.

به قول بنده خدايی مشكل ما اين است كه هنوز در عمل به ارزش وقت، پى نبرده ايم. مردم به خاطر هر جرمى مجازات مى شوند اما از بين بردن وقت ديگران اصلا جرم حساب نمى شود.

حالا خودمون به خاطر از بين بردن سرمايه های خدادای خودمون می تونيم خودمون رو مجازات کنيم!!!

راستی چه جوری ميشه خودمون را مجازات کنيم؟؟؟

يکيش اينه که بی دل از امروز به جای وب گردی های بی مورد در نت رو تخته

 کنه و بره سراغ مطالعات نون و آبدار!!!!

راستش رو بخوای از خودم خيلی می ترسم!!!

اگر آنگونه که در روايا ت مذهبی اومده اگه يه روزی محفل مناظره ای باشه و

 ازم بپرسن : جوونيت رو چگونه سپری کردی؟؟؟ هيچ دليل محکمه پسندی

ندارم!!نگو کی می خواد بپرسه!!! حالا فرض محال که محال نيست. حالا در

ميليون ها احتمال يکيش هم که وجود چنين مناظره ای باشه برای بی دل

اگه يه خورده عقلش رو بکار بندازه بسه.

---------

 

آنچه انسان رادرزندگي محزون ميکند، فقر و بيماري و رنج نيست

بلکه غرور و جاه طلبي و خودخواهي وگناه است.

ابوالعلاي معري