رشک ملک
ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

 

از او نمي نويسم كه باور و ايمانم به او بيشتر شود، بلكه مي نويسم تا بيشتر به پيروي اش افتخار كنم و بر خود ببالم، وبار ديگر به خود يادآور شوم كه:بي دل! بايد درد و سوز انسانيت داشته باشي تا از اولين مرحله ي عشق بگذري...

چنان كه عـلـــــي (ع) داشت.

 

 

 

 

يك دهن خواهم به پهناي فلــك

 

تا به گويم وصفت اي رشك ملـك

 

گرچه شايد درازي متن ملال آورباشد،وليكن ترجيح مي دهم توسن تيزرو قلم را به دست انديشمنداني بسپرم كه كم و بيش دوستان عزيزم آنان را مي شناسند يا نامشان را شنيده اند.چه گفته اند:

خوشتر آن باشد كه سر دلبـــران

 

گفتــــه آيــد در حديث ديـــــگران

 

1- " جبران خليل جبران" که از دانشمندان برجسته ي مسيحيت ، مرد هنر و صاحب ذوق بديعی است لب به ستايش علی گشوده و چنين می گويد:" به عقيده من علی بن ابيطالب (پس از پيامبر) نخستين مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خويش دميد و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانيد که پيش از آن مانند آنرا نشنيده بودند و در بين تاريکی های جاهليت از روش روشن او متحير ماندند ؛ پس کسی که طريق علی را پسنديد به فطرت سليم بازگشت و آنکه از باب خصومت وارد شد جاهيلت را ترجيح داد."

جبران معتقد بود که : " دو طايفه شيفته روش علی بودند يکی خردمندان پاکدل و ديگری نيکو سرشتان باذوق، علی بن ابيطالب شهيد عظمت خويش گشت او از دنيا رفت در حاليکه نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبريز بود. مردم عرب ، حقيقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسايه آنها ( ايران) برخاسته، اين گوهر گرانبها را از سنگ تشخيص داده و او را شناختند."

جبران اضافه می کند که : " علی (ع) مانند پيغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصيرت و بينايی چون پيغمبران، مختص شهر ، بلد ، قوم  ، زمان و مکان نبوده و شخصيتی بين المللی داشت."

جبران هميشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد،  تعظيم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحاليکه هنوز رسالتش را به کمال، تبليغ نکرده بود.

 

 

 

 

 

شبلی شميل" دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت ، وی شاگرد برجسته مکتب

 داروين بود و نخستين کسی است که نظريه " قوه " را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود ، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبيعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب ماديگری پيروی نمود.

وی با اصراری که در انکار توحيد داشت، در برابر شخصيت علی ( ع) سرتعظيم فرود آورده و در مورد او چنين می گويد:" امام و پيشوای انسانها علی بن ابيطالب بزرگ بزرگان و يگانه نسخه ای است که با اصل خود «پيامبر ( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظير او در گذشته و حال نديده است

----------------

 

ميخائيل نعيمه" که از دانشمندان مسيحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانية" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنين می گويد: " پهلوانی امام ( ع) تنها در ميدان جنگ نبود بلکه او در روشن بينی ،  پاکدلی ، بلاغت ، سحر بيان ،  اخلاق فاضله ،  شور ايمان ،  بلندی همت ،  ياری ستمديدگان و نااميدان ، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگرچه مدت زيادی از حضور او گذشته ، اما هرگاه بخواهيم بنياد زندگی نيکو و سعادتمندی را بگذاريم بايد به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگيريم."

---------

جرج جرداق" مسيحی ، نويسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانية " درباره علی ( ع) چنين مي نويسد: ای دنيا چه می شد اگر همه نيروهايت را در هم می فشردی و دوباره شخصيتی مانند علی با آن عقل ، قلب ، زبان و شمشير نمودار می کردي؟"

---------

کارلايل" فيلسوف انگليسی ، هر گاه به نام علی (ع) می رسيد بزرگی علی چنان او را به وجد مي آورد و نيروی عظمت آن حضرت چنان تحريکش می کرد که از بحث علمی بيرون می شد و بی اختيار شروع به مديحه سرايی او می کرد ، او درباره علی چنين می گويد: " ما نمی توانيم علی را دوست نداشته باشيم و به وی عشق نورزيم زيرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داريم همه در علی جمع است. او جوانمرد شريف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليری بود، از بشر شجاعتر، اما شجاعتش آميخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.

پيش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند ، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختيار با شماست ، اگر می خواهيد او را قصاص کنيد يک ضربت بيشتر به او نزنيد و اگر عفو کنيد به تقوی نزديکتر است."

----------

 

"لامنس" يک کشيش بلژيکی است  که در زبان عربی و تاريخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (ع) می گويد:" برای عظمت علی اين بس که تمام اخبار و تواريخ علمی اسلامی از او سرچشمه مي گيرد. او حافظه و قوه شگفت انگيزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چه گفتار او حجيت قطعی داشت ، او باب مدينه علم بود و با روح کلی پيوستگی تام داشت.

-----------

مادام ديالافوا" ، در مقام تعريف حضرت علی (ع) چنين می نويسد: " احترام علی (ع) در نزد شيعه به منتهی درجه است و حقاً هم بايد اين طور باشد زيرا اين مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداکاريهايی که برای پيشرفت اسلام کرد ، در دانش ،  فضائل ، عدالت و صفات نيک بی نظير بود و نسلی پاک و مقدس نيزاز خود باقی گذارد. فرزندانش نيز از او پيروی کردند و برای پيشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی (ع) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می کرد و در اجرای قوانين الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهديد و نويدش قطعی بود. "

مادام ديالافوا  در ادامه اين بحث می گويد: چشمان من گريه کنيد، اشکهای خود را با آه و ناله من مخلوط نماييد و برای اولاد پيامبر که مظلومانه شهيد شدند، عزاداری کنيد 

---------

 

پطروشفسکي" استاد دانشگاه لنينگراد می گويد: علی (ع) تا سرحد شور و عشق پای بند دين، صادق و راستگو بود.... و مقام صفات اولياءالله در وجودش جمع بود.

--------

اي ابر مرد براي توگريه نمي كنم كه گريه بر تو و براي تو منتهاي جهالت من، و بزرگ ترين ستم بر توست.اگر مي بيني بي اختيار باران اشكم سرازير است، براي آبياري درخت عدالتي است كه تو آن را بر زمين نشانده بودي، و امروز چشمانم گواه تشنگي درخت پژمرده عدالت تو است.وچنين است كه تاب و توان ازكفم ربوده شد.

 پس اي باران ببار...بي درنگ و بهاري ببار