عکس ويژه
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

 

دخترك هر روز مسيرخانه و مدرسه را مي پيمود.آن روزصبح گرچه هواگرفته،و پهنه ی

 آسمــــان را ابــرها پوشانده بودند،وليــكن چون ديــگر روزها كــوچ روزانــه اش را بـــه

مدرسه آغــاز كرد.بعد از ظهر جريان باد شديدتر شد. رعد و بـــرق نيزبا يك دلــربــايي

خــيره كننده و ترسناك از پشت ابرهاي متراكم خودش را نشان مي داد،نگراني مـادر

 براي عزيزك دلبــندش هر لحظه شديدتر مي شد،و از اين كه ممكن بود جريــان بـرق

 ناشي از طوفان به دخترك آسيب برساند وحشت زده بود.غرش سهمگين تندربــرق

آسا به شمــشير آخــته و آ تشيـنـــي مي مانست كه بر پيكر آسمان فرود مي آمـد.

مادربا دلي آكنده از تـــــرس و وحشت خودش را به اتومبيل رساند، و آشفته و پريشان

 به سمت مدرســـه پيش راند، همان طور كه رانندگي مي كرد ، چشمش به دختـرك

آفتاد كه با آرامشي خاص راه خانه را مي پيمود.

او با شگفتي ديد دخترك به دنبال هر رعد وبرقي مي ايستد، و به آن خيره مي شود،

و لبخندي بر لبانش مي نشيند....

يكي پس از ديگري، درنـــگ مي كرد و حركت سريع نور را مي نگريست ، و لبخند زنان

 به راهش ادامه مي داد.

سرانجام صدايش زد و در همان حال كه او را به اتومبيل فرا مي خواند پرسد:

چه كار مي كني؟!!!

دخترك با آرامش كودكانه اش پاسخ داد:

خدافقط دارد از من عكس مي گيرد.

پروردگارا كمكم كن تا همچون دخترك به تو اعتماد و ايمان داشته باشم،

به ويژه آنگاه كه طوفان هاي زندگي نا خوانده مرا احاطه مي كنند....

-----------------

معبود ِ خويش را بشناس وحق ِ او را نگه دار،

 و هميشه با آموزش دادن و آموزش گرفتن باش،

 و توجه بر طلب ِ علم را مقدم دار.

 اهل ِ علم را به كثرت ِ علم امتحان مكن، بلكه اعتبار ِ حال ِ ايشان به دوري از شر و فساد كن.

و از خدا چيزی مخواه كه نفع ِ آن منقطع (مقطعي) بـُوَد،

 و يقين داشته باش كه همه ي مواهب از حضرت ِ اوست،

 و از او نعمت هاي باقي (نعمتهايي كه مثل ِ انرژي پايستگي دارند!)،

و فوايدي كه از تو مفارقت(جدايي) نتواند كرد، التماس كن.

هميشه بيدار باش كه شرور را اسباب بسيار است،

 و آنچه نشايد كرد (شايسته نيست) به آرزو مخواه، ....

پند نامه ی افلاطون(کتاب کيميا-جلد۵)