حقيقت عريان
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

زيبا ترين زيبايي ها را درياب…

و زيباترين ؛ حقيقت ِ عريان توست 

حباب ها زيبا هستند , وليكن به زيبايي آب خيره شو كه ماندگار است

آنگاه كه سيل به را ه مي افتد و خروشان و بي ترحم دشت ها را در می نوردد ,

و هيچ شباهتي به آب نمي نمايد ؛ كف هاي شناوري مي بينيم

كه بي شباهت به زندگي خيلي از ما نيست…

سفيديي سوار برتلي رونده , كه خود  دروني سرشار

 از بي قراري و ناآرامي و لجن دارد….

كودكي به تماشاي خيره كننده ي سيل آمده است ؛ دستانش را از دستان

پر مهر مادر ربوده و سراسيمه مركب ناداني خويش را به آن سو مي راند,…..

به راستي به كجا مي رود ؟

شتابان چرا؟

حقيقت او ذهن اوست؛ خيال وآرزوهاي كودكانه,

و هيچ كدام عريان نيستند!!!!!

سواري كامل از راه مي رسد؛ خسته؛ و ليكن خسته تر

 "ترديد" , "حيرت", "آرزوهاي خام" از دستِ او…

او از دامنه ي كوه  تا بدين جا و از اين جا تا ساحل دريا سيلاب را تعقيب خواهد كرد,

او فقط مي انديشد ,……؟؟؟

فرياد و غرش توفنده و نا آرامي و ويرانگري سيل تا كجا تداوم مي يابد؟!!!

وكف هاي سواره تا كجا بر اسب مراد خويش سوار خواهند بود؟

شگفتا ! زمان چنداني تا ساحل راه نيست

از جنب و جوش سيلاب كاسته شده است!

ازسطح ساحل به ميانه دريا خيره مي شود!

پس كو؟ كجاست؟

اثري از كف هاي روي آب نمي بيند!

او در اين مشاهده دريافته است آن چه بايد دريابد.

واقعي تر زندگي كن.

شناخت حقيقت و والاتر از آن دريافتش رنج سفر ميخواهد و مردي كهن!

سفري به خويشتن عريان آدمي!

خويشتني بي ريا , بي نقاب, بي دلداگي به حباب ها و كف هاي زود رونده ,

خويشتني عريان از عادت هاي روزمره ,

خويشتني عريان از ملالت و غم…..

كه به گفته فرهيخته ي معاصر:(اوشو)

اگر نمي خواهي ملول باشي, بودا باش.

و اين ذره ي ناچيز و ناشناخته ي سياره ي زمين گويد:

اگر نمي خواهي ملول باشي, محمد ,عيسی , زرتشت , كنفسيوس , بودا باش.

نه هيچكدام نمي خواهد باشی ! تنها دوست خدا باش…