خلوت دل
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

 

 

گفتم حديث خلوت دل را شنيده اي؟

گفتا تو چي؟ حديث من و بيدلان شهر؟

گفتم كه راز دل زكه پرسم دهد جواب؟

گفتا زبي نشان بپرس اگر اهل خلوتي

گفتم كه خلوتيان را نشانه نيست گشته ام

گفتا كه كار خلوتيان شعر و مشق نيست

گفتم كه راه نشانم دهي! زهي دريغ

گفتا دريغ كه بي راهه مي روي

گفتم كه بي نشان مگر آيا بود جواب؟

گفتا رفيق، نشان، غزل و شعر و مشق نيست

گفتم كه دفتر شعرم نشان چيست؟

گفتا نشان دور شدن ، از دياريار

گفتم كه درد دوري تو مي كشد مرا!

گفتا كه شرط عشق دوري و هجران كشيدن است

گفتم كه خضر رهي دست گيرست مرا؟

گفتاحديث يار همره هر صبح و هر شب است

گفتم مرا به محفل انست راه هست؟

گفتا كه بزم و محفل من گوشه ي دل است

گفتم كه خواهم عاشقانه روم در حريم يار

گفتا حريم يار ز عشق هم بر تر است

گفتم كه فهم تو بيرون زدرك ماست

گفتا كه فهم عشق در خور عشق آفرين بود