زندگي
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٢  کلمات کلیدی:

نامه اي از خدا

------------

به: تو

از : فرمانرواي اقليم وجود

موضوع: خودت

بازگشت: زندگي

تاريخ: امروز

--------------------------------

من خدا هستم، امروز رو ميخوام به بررسي مشكلاتت به پردازم،يادت باشه

 كه من نيازي به كمكت ندارم.

اگه در موقعيت هاي زندگيت حوادثي پيش اومد كه نتونستي از پسش بر

بياي،و تلاشت به جايي نرسيد، نگران نباش، با مهربوني اون رو تو صندوق خدا

بينداز،من مشكلت رو رفع مي كنم ، اما با مقياس زمان خودم ،نه در زماني

كه تو ميشناسيش.

اينو بدون كه تو تنها براي يه بار مي توني مشكل رو در آون صندوق

 بندازي،نكنه يه وقت به خاطر نگراني هايي كه به خاطر مشكلاتت داري ،

اونو پيش خودت نگه داري.

بهتره به جاي دلشوره به چيزاي زيباي كه هم اكنون در زندگيت با هاش

روبرويي توجه كني.

-اگه به دليل وجود ترافيك سنگين با تاخير به مقصد رسيدي،بدون آدماي

زياديند كه برخورداري از امتياز رانندگي يه چيز نامفهوم وناشناخته براشونه .

ممكنه يه روز بد براي يافتن كار مورد علاقت داشته باشي، خوبه فكركني كه

 يه نفر در همسايگيت يه ساله از كار بيكار شده.

اگه از وجود يه رابطه ي نا موفق كه به خوبي پيش نميره شكوه بكني!در اون

 لحظه ميتوني به كسي بينديشي كه عشق ورزيدن و دوست داشتن

روهرگز احساس نكرده و نشناخته.

آيا غم و غصه اينو داري كه تعطيلات آخر هفته تو از دست دادي و خراب

شده!خوبه يه لحظه به اون زني كه در تنگناهاي شوم زندگي قرار گرفته و

براي سر كردن شيكم بچه هاش روزي دوازده ساعت و هفت روز هفته رو

داره به سختي كار مي كنه!!!

ممكنه يه روز وسط جاده اتومبيلت خراب بشه و مجبور بشي فرسنگ ها راه

بري تا كمكي پيدا كني، از كوره در نرو !در اون لحظات بهتره به فرد فلجي

بينديشي كه دوست داره فرصتي براش پيش بياد تا بتونه اون راه رو پياده

بره.!!!

ممكنه موقع نگاه كردن به آيينه متوجه موهاي سپيدو سياهت بشي،بی

 درنگ يادت بياد كه شايد يه بيمار سرطاني شيميايي در آرزوي داشتن چند

 تار مو باشه.

اگه يه روزي در مسير زندگي خودت رو زيان مند ديدي و با خودت كلنجار مي

رفتي كه زندگي چيه وآخرش كجاست؟!!!....بهتره ناسپاسي رو بذاري كنار، و

بدوني آدماي زيادي دور وبرتند كه فرصت كافي براي يه زندگي طولاني را

 ندارند.

واگه در مسير زندگيت خودت رو قربوني و طعمه ي تلخكامي ها، فراموشي

ها،تحقير ها ،بي اعتنايي هاي همنوعانت مي بيني،به خاطر بسپار كه از اين

بدتر هم ممكنه وجود داشته باشه،و شايد ممكن بود تو هم يكي از اون آدما

باشي...

اگه تصميم گرفتي اين يادداشت كوچولو رو براي يه دوست بفرستي،بدون

كه من سپاسگزار شما خواهم بود، و بعلاوه مي توني زندگيش را آنچنان

تحت تاثير قرار بدي كه هرگز فكرش رو هم نكرده باشي.

-------

لازم مي دونم از راهنمايي هاي ارزنده ي دوستان عزيزم در هفت اقليم در امر

ترجمه ي اين متن از انگليسي سپاسگزاري كنم، به ويژه از شيفته ي عزيز

 صميمانه تشكر مي كنم.