خدانگهدار تا سال آینده!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦ 

یه سلام بهاری به همه ی دوستان

بازم آخر سال شد و همه مشغول خونه تکونی

حرف زدن از دل تکونی هم که دیگه عین همه ی حرفای تکراری و کلیشه ای شده!

خدا همه ی ما رو عامل به همه ی حرفای خوب قرار بده!

می خوام تصمیم بگیرم توی سال نو یه کم به خودم تکون بدم و سعی کنم تغییراتی توی رفتارم ایجاد کنم و مراقب مسیر حرکتم باشم. امیدوارم خدا کمکم کنه.

 

 

۴-۵ سالی هست که لطف خدا شامل حالم میشه و سال تحویل کنار حرم با صفای امام رضا هستیم. امسال هم نگاه پر مهر مولا شامل حالم شده و انشاءالله امشب عازم مشهد الرضام . دل که بی قراره دیدار طبیبه.

لحظه های ناب " یا مقلب القلوب " گفتن توی اون حرم با صفا؛ دوستان دنیای مجازی رو فراموش نمی کنم. شما هم لحظه ی تحویل سال این حقیر رو سیاه و بی دل عزیز رو فراموش نکنید.

پیشاپیش سال نو رو به همه تبریک می گم و برای همه ی دوستانم سالی سرشار از برکت به همراه سلامتی و عزت و موفقیت آرزو دارم .

تا سال آینده خدا نگهدار همه


کلمات کلیدی:
 
مؤذن اذان بگو
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠ 

چند سالی که توی این اداره کار می کنم شنیدن صدای موذن نسبتا مسن اداره‌مون وقتای اذون ظهر از مسجد، شاید برام یه عادت شده بود .

٢ ماه پیش بنده ی خدا عمل باز قلب داشت.

احوال پرسش که بودیم می گفتن خدا رو شکر بهتره .

این ٢ ماه همکارای دیگه زحمت می کشیدن و اذان گو و مکبّر بودن .

توی این ٢ ماه منتظر بودم دوباره بهتر بشه و بیاد

همکارا می گفتن حتی ٢-٣ روز پیش هم اومده اداره سر زده.

میگن دیروز هم اداره بوده . به همکارا گفته انشاءالله بعد از تعطیلات میام. حالم بهتره!

امروز صبح اومد. با آمبولانسی که پیکرش رو برای آخرین بار آورد توی این مسجد و همکارا دورش جمع شدن و براش فاتحه خوندن.

 انشاءالله با اجدادت محشور بشی سید . میگن خادمای مسجد حساب و کتاب آنچنانی ندارن پیش خدا . ما که شاهد بودیم برای این مسجد واقعا خادم بودی.

خدا رحمتت کنه موذن . روحت شاد

 

دوستان ! برای شادی روح این سید و خادم بزرگوار مسجدمون فاتحه ای بخونید قبل از رفتن


کلمات کلیدی:
 
می خواهمت! می خواهی ام؟؟؟
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱ 

الهی و ربی من لی غیرک اسئله کشف ضری و النظر فی امری

 

 نان پاره ز من بستان، جان پاره نخواهد شد

آواره ی عشق ما آواره نخواهد شد

آن را که منم خرقه، عریان نشود هرگز

وان را که منم چاره، بی چاره نخواهد شد

آن را که منم منصب، معزول کجا گردد

آن خاره که شد گوهر، او خاره نخواهد شد

آن قبـله ی مشتـاقان ویران نشود هرگز

وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

از اشک شود ساقی این دیده ی من لیکن

بی نرگس مخمورش خمّاره نخواهد شد

بیمـار شود عاشـق اما بنمی میرد

ماه ار چه که لاغر شد، استاره نخواهد شد

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر

آن نفس که عاشق شد امّاره نخواهد شد

                                                                مولانا

 

آری تنهاترین تنهایان  !

آن را که تویی معشوق، بی عشق نخواهد شد

آن را که تویی معبود، بی قبله نخواهد شد

 آن را که تویی مونس، تنها نشود هرگز

آن را که تویی ماوا، بی جا نخواهد شد

آن را که تویی ستّار، بی پرده نخواهد ماند

آن را که تویی غفّار، افتاده نخواهد شد

                                                                      ماری


کلمات کلیدی: